https://eitaa.com/69541755/4626
_بیخودی سرش دعوا نکنید، ممکنه یهو ازتون خوشش بیاد و با استفاده از شما هورکراکس بسازه
امروز تام رو دیدم
سر کلاس معجون سازی جبرانی مجبور شدم برم سر کلاس سال آخری ها...
تام هم بود
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
سیزدهم دسامبر 𝟏𝟗𝟗𝟎: هاگوارتز برایم جالب است، به خصوص این که برادرم تام مسئول نظارت بر تمام اسلیترین
دیدارم با دراکو خیلی مسخره بود قبول دارم
ولی به اینجا ختم نشد😂😂
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
واکنشش چی بود؟ فلوریا
نگاهم کرد، یه لبخند مرموز زد و گفت: آدونا...
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
نگاهم کرد، یه لبخند مرموز زد و گفت: آدونا...
نمی دونم این حرفش چه معنی ای داشت
چون بعدش بین مون سکوت بود
فلوریا من سر اون یه روزی که ناپدید شده بودم از چندتا کلاس عقب موندم.
و متاسفانه اسنیپ گفت باید چهار جلسه جبرانی سر کلاسش حضور داشتع باشم.
فردا باهام میای؟ آخه خیلیی این مرد رو اعصابههه
قرار بود معجون صدا خفه کن درست کنم، بعد از سر اضطراب دستم می لرزید چون دفعه پیش معجونم با اینکه عالی بود اسنیپ جای چشمام خالی کردش و گفت از اول...
نمیخواستم دوباره با اون پرفسور رو اعصاب سروکله بزنم، تام کنارم ایستاده بود و در حالی داشت روی پروژه خودش کار میکرد زیر چشمی نگاهم میکرد.
بعد یهو دستم رو گرفت و گفت: ضعف نشون نده
بعدش یه چیزی از توی جیبش برداشت و داخل معجونم ریخت
عمارت فاوْل؛𝑇𝑜𝑚 𝑅𝑖𝑑𝑑𝑙𝑒
قرار بود معجون صدا خفه کن درست کنم، بعد از سر اضطراب دستم می لرزید چون دفعه پیش معجونم با اینکه عالی
شاید فکر کنید سعی کرده اذیتم کنه ولی نه تام دراکو نیست😂(شاید اگه دراکو بود یه چیزی می ریخت که پاتیل جلوی چشمم منفجر بشه)
ولی خب معجون خوب از آب در اومد.
آخر جلوی در کلاس من رو کشید کنار و گفت: بها...
و خب... منم بعدش اونجا رو ترک کردم