8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⛔️ شالودهی تمدنی ایران که بر بنیان دیرینهی صلح و مدارا استوار است، در ترازوی تاریخ، سهمگینتر و پایدارتر از آن است که با غوغای ناپایدار و خصومتورزیهای معاصر، کمترین خدشهای بر آن وارد آید.
🔻
گزافه گویی های روبیو ، وزیر دولت تروریست آمریکا آنقدر پوچ و بزدلانه است که ورق به ورق اوراق دفتر تاریخ بر خلاف مدعای او گواهی می دهد .
🖋امیرمحمودی منش
🖋یادداشت روز :
تطهیر ترکمانچای ، وقتی توجیه شکست به دکترین سیاست خارجی تبدیل میشود
🔻
در حافظه تاریخی ملت ایران، نام «ترکمانچای» همواره مترادف با تحقیر ملی، بذل و بخشش خاک مادری و تحمیل اراده قدرتهای بیگانه بر مقدرات این سرزمین بوده است. بیش از یک قرن است که ایرانیان با هر گرایش فکری، از این معاهده بهعنوان زخمی کهنه بر پیکر تمامیت ارضی کشور یاد کردهاند. با این حال، سخنان و یادداشتهای محمدجواد ظریف در توجیه و بازخوانی مثبتِ تن دادن به قراردادهایی از جنس ترکمانچای، پرده از نگاهی برمیدارد که فراتر از یک تحلیل تاریخی، مانیفست یک جریان فکری در دیپلماسی معاصر ایران است:
❌️ایدئولوژیِ ناگزیری از تسلیم❌️
آقای ظریف با صورتبندی دوگانه ی ساختگی میان آرزومندی و مقدورات، تلاش میکند عقبنشینی از منافع بنیادین و بذل خاک و استقلال کشور را زیر نقاب عقلانیت واقعگرایانه و نجات مابقی سرزمین پنهان سازد. اما در نقد سیاسی و راهبردی این موضعگیری شگفتآور، طرح چند نکته اساسی ضروری است:
⛔️
🔸️ ۱. قبحزدایی از خلعسلاح اراده ملی:
بزرگترین آسیب این دست اظهارات، خلعسلاح روانی جامعه و تصمیمگیران است. هنگامی که یک مقام ارشد سابق سیاست خارجی، ناتوانی در صیانت از حدود و ثغور میهن را با گزاره مجبور بودیم تئوریزه میکند، در واقع پیامی به طرفهای خارجی ارسال میشود مبنی بر اینکه آستانه تحمل و مقاومت ایران دارای سقف کوتاهی است و فشار حداکثری، دیر یا زود نسخه بهروزشدهای از ترکمانچای را تحمیل خواهد کرد. این نگرش، نه شناخت مقدورات، بلکه سلب عاملیت ملی و تبدیل تهدیدات بیرونی به ضرورتهای غیرقابل اجتناب است.
⛔️
🔸️ ۲. نادیده گرفتن ریشههای تحمیل:
تطهیرکنندگان ترکمانچای عامدانه از نقطه آغاز فاجعه غفلت میورزند. عهدنامه ترکمانچای بیش از آنکه محصول جبری محاسبات نظامی باشد، برآمده از ضعف مفرط ساختار مدیریتی، تفرقه داخلی، فساد دیوانی قاجار، اتکای بیهوده به میانجیگری قدرتهای ثالث (نظیر بریتانیا) و دیپلماسی سادهلوحانهای بود که به جای بسیج منابع و انسجام درونی، در دام بازیهای دیپلماتیک رقبا افتاد. امروز نیز فروکاستن هزینههای عقبنشینی به «عقلانیت»، نادیده گرفتن این حقیقت تلخ است که بیبرنامگی، ضعف بازدارندگی و خوشخیالی مفرط در میز مذاکره، همان بستر پدیدآورنده شرایط اضطرار است.
⛔️
🔸️۳. تبارشناسی یک منطق دیپلماتیک:
اشاره به ترکمانچای در گفتمان اخیرِ معماران توافقات دهههای گذشته، تصادفی نیست. این رویکرد، تلاش برای تدوین توجیهی پیشدستانه است تا هرگونه توافق کمدستآورد یا از دست رفتن اهرمهای قدرت راهبردی کشور در دهههای اخیر، در لوای «جلوگیری از جنگ و فروپاشی» تطهیر شود. منطقی که میگوید «اگر امتیاز نمیدادیم، وضع بدتر میشد»، چرخه معیوبی است که انتهای آن مشخص نیست؛ چراکه برای طرف زیادهخواه بینالمللی، هر امتیاز دادهشده، صرفاً نقطه آغازی برای مطالبه امتیاز بعدی است.
⛔️⛔️
یک جمله به ظریف :
خاک، حاکمیت ملی و استقلال یک کشور، اموال قابل معامله در چانهزنیهای بروکراتیک نیستند که بتوان با حسابوکتاب بدهبستان، تقلیل آنها را «شاهکار بقا» نامید. ملتی که زیست تاریخیاش با فداکاری برای حفظ هر وجب از این جغرافیا گره خورده، نمیپذیرد که نمادهای واگذاری سرزمین به عنوان الگوی واقعبینی بازتعریف شوند.
سیاست خارجی کارآمد و متعهد به منافع ملی، هنری فراتر از تسلیم شدن در برابر موازنه نابرابر و سپس توجیه آن است؛ رسالت راستین دیپلماسی، تولید اقتدار، انسجامبخشی به توان داخلی و طراحی راهبردهایی است که هرگز کار کشور را به نقطه انتخابی میان «بد» و «بدتر» نکشاند. تقلیل عزت و تمامیت ارضی کشور به یک مصلحتسنجیِ منفعلانه، انحرافی آشکار از آرمانهای دیرپای ملت ایران است.
امیر محمودی منش
کارشناس ارشد مسائل سیاسی
🖋یادداشت روز
اسلامآباد به تاریخ پیوست؛ هشدار به خوشبینی مفرط در آستانه دور جدید منازعه:
🔻
در ماههای اخیر، یکی از پرتکرارترین محورهای سخنان مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اعلام آمادگی مکرر برای بازگشت به تعهدات کشور در چارچوب «تفاهمنامه اسلامآباد» بوده است. رویکردی که دولت چهاردهم آن را نشانهای از حسن نیت، تنشزدایی و تمایل به گفتوگو جلوه میدهد. اما این خوشبینی مفرط و اصرار بر زنده کردن ترتیبی که عملاً پروندهاش بسته شده، در حالی ابراز میشود که تحولات میدانی و رفتار خصمانه محور غربی-عبری در نقطهای کاملاً متضاد با این آرزومندیها قرار دارد.
🔻
واقعیت عریان امنیتی و راهبردی منطقه نشان میدهد که ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی نه تنها به هیچیک از قواعد و روح حاکم بر ترتیبات اسلامآباد پایبند نماندهاند، بلکه با عبور کامل از آن، این چارچوب را به تاریخ سپردهاند. امروز شواهد و اطلاعات متقاعدکننده حاکی از آن است که واشنگتن و تلآویو، بهجای استقبال از فرصتهای دیپلماتیک، در حال بازسازی آرایش نظامی، گسیل تجهیزات و آمادهسازی طرحهای عملیاتی برای دور تازهای از حملات علیه زیرساختها و منافع ایران هستند. در چنین شرایط خطیری، تداوم لحن مسالمتآمیز توأم با چشمپوشی از واقعیتهای میدان، خطایی استراتژیک به شمار میرود.
🔻
باید پذیرفت که «تفاهمنامه اسلامآباد» دیگر ❌️فاقد موضوعیت است❌️. تفاهمنامهای که بنیاد آن بر اساس موازنهای شکننده و فرضِ حداقلِ اراده برای مهار تنش شکل گرفته بود، با بدعهدی سیستماتیک ایالات متحده و چراغ سبز مداوم این کشور به ماجراجوییهای رژیم صهیونیستی، عملاً به پایان خط رسیده است. اصرار بر زنده کردن مردهای سیاسی به نام اسلامآباد، پیام ضعف و انفعال را به اردوگاه دشمن مخابره میکند؛ دشمنی که زبان دیپلماسی را نه نشانه قدرت، که دستاویزی برای خرید وقت و تکمیل پازل نظامی خود میفهمد.
🔻
دستگاه دیپلماسی و ریاست محترم جمهوری باید درک کنند که بازگشت به تعهداتی که طرف مقابل با چکمه و بمب آن را زیر پا گذاشته است، هیچ دستاوردی جز فرسایش بنیه دفاعی و ایجاد خطای محاسباتی در داخل به همراه نخواهد داشت. در مواجهه با دشمنی که گام به گام به سوی تشدید منازعه گام برمیدارد، تنها راهبردی که میتواند بازدارندگی ایجاد کند، گذاشتن نقطه پایان بر توهمات دیپلماتیک، کنار گذاشتن رویکردهای التماسی و تمرکز صددرصدی بر آمادگی همهجانبه دفاعی و متقابل است. تفاهم اسلامآباد تمام شده است؛ باید به هوش آمد.
امیر محمودی منش
کارشناس ارشد مسائل سیاسی
۲۵مهرماه۱۴۰۵
داماد روحانی گفته مادر همه بدبختی ها جبهه پایداری است 🤔
وقتی تمام رزومه سیاسی-مدیریتی تو خلاصه میشود در “بله گفتن سر سفره عقد” 🙂
و زندگی زیر سقف پدرزن 😁
طبیعی است که نه از تاریخ چیزی بفهمی نه از درد مردم❗️
کسی که تنها دستاورد ملی و سیاسیاش⬅️ دامادِ پدرزن بودن➡️ و اقامت در خانه پدریِ همسر است، بهتر است آدرس «مادر بدبختیها» را ندهد. مادرِ بدبختیهای این مملکت، هشت سال شرطیکردن سفره مردم به لبخند غرب، صف مرغ، بنزین آبان و رانتِ خویشاوندسالاری بود که امثال شما را یکشبه از راهروهای منزل به صندلی معاونت وزیر رساند .
شما به جای صدور بیانیههای کلان، مراقب باشید کلید خانه پدرزن را گم نکنید!🤪