شماره ی پارت : ۲
نویسنده : آدریانا رادمان ( مالک روشیا )
نام اثر : #زندگی_در_وندرسون
________________________________☆
تعجب *خدمتکار : بانوی من شما بیدار شدید؟!
یه خدمتکار دیگه : یکی به دوک خبر بده!
یه خدمتکار دیگه : بانو حتما تشنشونه یکی براشون آب بیاره!
یه خدمتکار دیگه : من به دوک میگم .
اینا دقیقا چه مرگشونه؟
من بر اثر ضربه ی اون بی شعور هوشیاریم رو از دست دادم و زمانی که بیهوش بودم همه چیز رو به خاطر آوردم.
من یه کارگردان فیلم بودم و دنیایی که الان توش هستم دنیای فیلمی بود که فردی به اسم آیوکو نویسندش بود . داستان جالبی نداشت قابل پیشبینی و آبکی هم بود .
یه روز که در طبقه ی ۱۵ یه مجتمع تجاری در حال کارگردانی بودم یه فر که حتی چهرشم ندیدم من رو از پشت هول داد و از پنجره پرت شدم پایین و مردم .
بعد که توی این دنیا تناسخ پیدا کردم همه چیز یادم بود ، ولی ، من راه بی دردسر رو انتخاب کردم و تصمیم گرفتم بی سر و صدا زندگی کنم آخرش هم که مردم ؛ ولی ، بعدش زمان به عقب برگشت اما اینبار خاطره ی زندگی قبلیم رو نداشتم!
زمزمه* توشی : آه، خیلی پیچیده شد .
خدمتکار : بانوی من ، دوک به دیدنتون اومده.
توشی : بگو بیاد داخل .
قریچ* صدای باز شدن دَر
با کمی تنگرانی* پدر : دخترم حالت خوبه ؟
خوب؟ نه! من خوب نیستم حتی بدم نیستم من حالم افتضاحه ولی این نه برای تو مهمه نه برای اون عوضیا پس دیگه برای چی می پرسی؟ تضاحر به یه پدر خوب بودن چه کمکی بهت میکنه؟
با لبخند * توشی : من خوبم ، پدر . بابت نگرانیتون ممنونم ولی اصلا نیازی نیست که خودتون رو ناراحت کنید .
پدر : اوه ، خب مراقب خودت باش ؛ و به کای میگم بیاد و ازت عذر خواهی کنه.
تب* صدای بسته شدن دَر
با مهربونی و خستگی* توشی: لیانا * برام کاغذ و قلم بیار .
* : لیانا اسم خدمتکار شخصیشه
لیانا: چشم بانو الان میارم.
خب بزار ببینم تا جایی که یادم میاد داستان فیلم اینطوری بود که ، مادر پدر شخصیت اصلا یعنی کاتسوکی پیمان بسته شده بین دنیای انسان ها و سرزمین وندرسون رو میشکنن و پادشاه خاندان اوکوتوری رو مسئول تنبیه کردن اونا و پس گرفتن کتاب آرِستِن ( اسم یه گیریمور باستانی هستش ) کرد ؛ خاندان اوکوتوری توشی رو برای پیدا کردن کتاب و آوردن کاتسوکی به وندرسون فرستاد ، توشی هم خانواده ی کاتسوکی رو کشت البته به غیر از خواهرش بعد وارد دبیرستانی شد که کاتسوکی توی اون درس میخوند و با کاتسوکی دوست شد ، مدتی بعد اون شروع به اذیت کردن کاتسوکی کرد و افرادی که تمام مدت کنار کاتسوکی موندن و کمکش کردن معشوقش کاتسونا و خواهرش کانی بودند .
که توشی خواهرش رو کشت و معشوقش رو دزدید و به وندرسون برد تا کای بتونه کاتسوکی رو گول بزنه ولی کاتسوکی با کمکه استادش یعنی ویگر وندرسون رو نابود کرد و کاتسونا رو پس گرفت زمانی که به خونه برگشت هم دید تمام خانوادش زنده شدن و داستان با خوبی و خوشی به پایان رسید.
این واقعا یه داستان مسخره بود!
توشی هم فقط نقش یه طعمه و واسطه رو داشت ولی بازم تمام کاراکتر ها ازش متنفر شدن آخرش هم که مُرد.
خوبه که اگر بمیرم زمان به عقب بر میگرده .
خب ، من دفعه ی قبلی که مردم یه زندگی بی سر و صدا رو انتخاب کردم ولی اون زمان هنوز خام و ساده لوح بودم .
اما الان کاملا مطمئنم که باید چیکار کنم . . .
☆《من تبدیل به دوشس بعدی میشم!》☆
پایان پارت ۲
میخوام براتون چند تا پروف معرکه بفرستم کیوتام 😍
☆~🌷ᩘຼ🌸ᩘຼChannel Name: Otaku 🌸ᩘຼ🌷ᩘຼ~☆
☆~🔥ᩘຼ🍁ᩘຼAdmin: #Owner_Roshiya 🍁ᩘຼ🔥ᩘຼ~☆
🌂ᩘຼ🔮ᩘຼ☆~Channel Link: https://eitaa.com/Toshi0 ~☆🔮ᩘຼ🌂ᩘຼ
❄️🦋ᩘຼ☆~I hope you join if you aren't already a member, and stay with us if you are ~☆🦋ᩘຼ❄️
☆~🌷ᩘຼ🌸ᩘຼChannel Name: Otaku 🌸ᩘຼ🌷ᩘຼ~☆
☆~🔥ᩘຼ🍁ᩘຼAdmin: #Owner_Roshiya 🍁ᩘຼ🔥ᩘຼ~☆
🌂ᩘຼ🔮ᩘຼ☆~Channel Link: https://eitaa.com/Toshi0 ~☆🔮ᩘຼ🌂ᩘຼ
❄️🦋ᩘຼ☆~I hope you join if you aren't already a member, and stay with us if you are ~☆🦋ᩘຼ❄️
☆~🌷ᩘຼ🌸ᩘຼChannel Name: Otaku 🌸ᩘຼ🌷ᩘຼ~☆
☆~🔥ᩘຼ🍁ᩘຼAdmin: #Owner_Roshiya 🍁ᩘຼ🔥ᩘຼ~☆
🌂ᩘຼ🔮ᩘຼ☆~Channel Link: https://eitaa.com/Toshi0 ~☆🔮ᩘຼ🌂ᩘຼ
❄️🦋ᩘຼ☆~I hope you join if you aren't already a member, and stay with us if you are ~☆🦋ᩘຼ❄️
☆~🌷ᩘຼ🌸ᩘຼChannel Name: Otaku 🌸ᩘຼ🌷ᩘຼ~☆
☆~🔥ᩘຼ🍁ᩘຼAdmin: #Owner_Roshiya 🍁ᩘຼ🔥ᩘຼ~☆
🌂ᩘຼ🔮ᩘຼ☆~Channel Link: https://eitaa.com/Toshi0 ~☆🔮ᩘຼ🌂ᩘຼ
❄️🦋ᩘຼ☆~I hope you join if you aren't already a member, and stay with us if you are ~☆🦋ᩘຼ❄️
☆~🌷ᩘຼ🌸ᩘຼChannel Name: Otaku 🌸ᩘຼ🌷ᩘຼ~☆
☆~🔥ᩘຼ🍁ᩘຼAdmin: #Owner_Roshiya 🍁ᩘຼ🔥ᩘຼ~☆
🌂ᩘຼ🔮ᩘຼ☆~Channel Link: https://eitaa.com/Toshi0 ~☆🔮ᩘຼ🌂ᩘຼ
❄️🦋ᩘຼ☆~I hope you join if you aren't already a member, and stay with us if you are ~☆🦋ᩘຼ❄️