eitaa logo
˒تاکسیک‌هِل˓
1.1هزار دنبال‌کننده
187 عکس
17 ویدیو
0 فایل
جهت انتشار مطالب فاقد اهمیت ❗️لینک ناشناس : https://daigo.ir/secret/6719451421
مشاهده در ایتا
دانلود
˒تاکسیک‌هِل˓
📪 پیام جدید توی دریاچه ی خونی که ساخته بود دراز کشیده بود.حالا دیگه نه خانواده ای داشت نه دوستی نه
خیلی خفن بود و بنظرم تا قهرمان داستان، میتونه ویلن باشه و همچنان شخصیت اصلی خیلی قشنگ بود
هدایت شده از (ناشناس‌‌تاکسیک)
📪 پیام جدید کنار پنجره سیگار میکشید خسته بود ، انقدر خسته بود که یادش رفت بعد آخرین پک ، سیگارو بندازه پایین نه خودشو .
هدایت شده از (ناشناس‌‌تاکسیک)
📪 پیام جدید من مینوشتم دیگر او حال راه رفتن نداشت وقتی جنگ تمام شد احساس خوبی پیدا کرد ولی نتوانست ان را بروز دهد روی زمین افتاد و نفس های اخرش را کشید و جان داد. اری او رفت رفت پیش دوستانش
هدایت شده از (ناشناس‌‌تاکسیک)
📪 پیام جدید "آخر این همه دوندگی کردم تا به یک پایان خوش برسم. در حالی که مرگ انسان ها پایان تلخی شبیه همدیگر است. مرگ." در همان حالی که لبخند میزد چاقو را از سرش در آورد به قطره قطره خونی که برروی زمین می چکید خیره نکاه کرد.
هدایت شده از (ناشناس‌‌تاکسیک)
📪 پیام جدید دیگه نمیتونست خانواده اش رو ببینه چون توی باتلاق گیر کرده بود باتلاقی به نام ‹باتلاق مرگ.....) 😞
هدایت شده از (ناشناس‌‌تاکسیک)
📪 پیام جدید دیگر توان ادامه دادن صفحات داستان خود را نداشت خسته تر ان بود که به نقش بازی کردن در زندگی خود ادامه دهد پس به آن پایان داد