وَردسِپِهر.
گم شدم در خود نمیدانـم کجـا پیـدا شدم شبنمـی بـودم ز دریـا غرقه در دریـــا شدم _عطار
سایهای بودم از اول بر زمیــن افتاده خوار
راست کان خورشیـد پیدا گشت ناپیـدا شدم
_عطار