سهشنبهها یکجور دیگریاند.
تموم شد.
تموم میشه، خیلی زودتر از حد تصورت.
دیگه خیلی دیر شده. دیگه یه کوه فاصله بینمونه. دیگه ذوقشو ندارم. دیگه منتظر پیامت نیستم. دیگه با ذوق نمیام سر گوشی تا نوتیفتو ببینم و باز هم با پیوی خالی مواجه شم. دیگه برات ویس و ویدیومسیج طولانی نمیگیرم. دیگه برات خاطرههای رندوم تعریف نمیکنم. دیگه ذوقشو ندارم. فقط یه وقتایی یاد روزایی میافتم که چقدر همهچیز بهتر بود؛ و برای چند ثانیه بغض میکنم. ولی فروخوردن بغضهامم دیگه کار سختی نیست. بهش عادت کردم.
هدایت شده از 𝖯𝗂𝖼𝖼𝗈𝗅𝖺 𝖬𝖾
دلم میخواد دیلیت اکانت بزنم از هرجایی که اکانت دارم،خطمو عوض کنم،گوشیمو عوض کنم،محل زندگیمو عوض کنم،و برای همیشه محو و غیب شم و یه زندگی جدید جایی که هیچکس نمیشناستم شروع کنم.
آه تابستون عزیز و نازنیم. نُه ماه دیگه چشم انتظار بازگشت دوبارهت میمونم.