سهشنبهها یکجور دیگریاند.
از آخرینبارها میترسم. میترسم یه روز عادی با آدما حرف بزنم و فردا بفهمم آخرینبار بود. میترسم از
نکنه یه روز از دستت بدم و فردا بفهمم دیگه برنمیگردی؟ نکنه دیر قَدرت رو بدونم؟ نکنه جام بذاری لای صفحههای دفترچهٔ خاطرات؟ نکنه جا بمونیم بین دقیقهها؟
سهشنبهها یکجور دیگریاند.
- تغییر کن. عوض شو. ادامه نده. راهت اشتباهه. تغییر کن. رها کن. افکار چرندتو جا بذار. چرا تغییر نمیک
- " الان خوبی؟ تو خوب باشی حال همهمون خوبه. =) "
هیچ حسرتی بزرگتر از حسرتِ از دست دادن وجود نداره. از دست دادن ثانیهها، لحظهها، عطرها، صداها، گرمی آغوشها، آدمها، و مهمتر از همه؛ از دست دادن بخشی از وجود گذشتهت که هیچوقت برنمیگرده.
تو گفتی :«از لمسشدن حس خوبی نمیگیرم.» و من تصور کردم داستانِ دستها رو که شعر میبخشن به پوست یخزدهام و من تصور کردم دو تنِ بیروح رو که ضربان قلبهاشون رو به هم قرض میدن و من تصور کردم نیروی شعفی رو که جریان پیدا میکنه توی رگهامون. من تصور کردم و تصور کردم. من چشمهام رو بستم و دستهات رو فشردم تا گرمای وجودت رو برای روزهای سردم امانت بگیرم.
با من شل دست نده، من همونیام که لحظهی آخر دستت رو یه ریز فشار میده. من رو شل بغل نگیر، من همونیام که محکم و مداوم در آغوش میفشاره. من میخوام نبضت رو قرض بگیرم. من میخوام جریان زندهبودنت رو زیر پوستم حس کنم.
Farhad - Jome (UpMusic).mp3
زمان:
حجم:
11.4M
جُمعهها خون جای بارون میچکه.