هدایت شده از ققنوس
Homayoun Shajaryan Ft Sami Yusuf موزیکدلAlive موزیکدل - Homayoun Shajaryan Ft Sami Yusuf موزیکدل.mp3
زمان:
حجم:
14.2M
3:35
گفت که: «تو زیرککی، مست خیالی و شکی»
گول شدم، هول شدم، وز همه برکنده شدم
گفت که: «تو شمع شدی، قبلهٔ این جمع شدی»
جمع نیَم، شمع نیَم، دودِ پراکنده شدم
سهشنبهها یکجور دیگریاند.
میرم سمت کشو و اون تیکه پارچهای که عطرت روش مونده رو آروم باز میکنم. مراقبم که عطرت از لاش سُر ن
چند روز پیش اتفاقی یه عطر از تو کمد برداشتم. یه بوی آشنا؛ ولی من اصلاً این عطر رو استفاده نکرده بودم. پس عطر کی بود؟ یادم اومد. اون پارچهی سفید که وقتی دلتنگیم بغض میشد تو گلو فشارش میدادم به قلبم... مراقب بودم اشکهام روی پارچه نریزه تا عطرت کمرنگ نشه. اولین آغوش... همین عطر رو پیرهنت بود. من خیلی خوشبختم. حالا اشکهام رو توی شیشهی عطر نگه میدارم. بوی تو رو میدن. بوی نبودنت رو.
قاشق قاشق خوشحالی جمع میکنم، تانکر تانکر تبدیلشون میکنم به اشک.
سهشنبه خدا کوه را آفرید، آقای امینپور. سهشنبه کوه فروریخت بر روی تخت بیمارستان، سهشنبه خدا کوه را آفرید. سهشنبه سرو از کمر خمید، لاله واژگون دمید. سهشنبه کوه گریه کرد، آبشار آبشار! سهشنبه آقای امینپور... سهشنبه. سهشنبه دیدیم زیر خاک گم شدند، قلههای استوار.
هشتم آبانماهِ چهارصد و پنج، نوزدهسال پس از سهشنبهٔ سنگین و سرسخت.
از سرنوشت کبوترهای مسافری که از دستان مادربزرگ دانه میخوردند خبر داری؟ مادربزرگ مُرد و کبوترها هم فردا مُردهبودند.