امروز یکی زنگ زد..
در رو باز کردم نذری آورده بود...
کاسه رو گرفتم گفتم دمت گرم داداش قبول باشه...
صبر نکرد کاسه رو بدم..
جیغ میزدو به سمت خونشون می دویدو میگفت...
مااااماااااان چرا نمیزاری این سیبیلامو بند بندازم.....!
@Tweettext
بچههه تو اتوبوس گریه میکرد میگفت کیک میخوام
مامانش گفت کیک نداریم الان.
منم از کیفم یه کیک درآوردم جلوش خوردم تا بیشتر گریه کنه :))))
@Tweettext
دوست پسر دوستم تنها زندگی میکنه ؛ اومده خواستگاری، بابای دوستم که رفته برای تحقیق، بهش گفتن دختر اینجا رفت و امد داره
حالا موندیم چجوری بهش بگیم دختر خودش بوده
@Tweettext