داشتم با مامان بزرگم حرف میزدم شروع کردم به درد و دل کردن که باز با یه دختری صمیمی شدم داره میره دانمارک :(.
با دقت گوش کرد بعد گفت باز خوبه دوستای تو میرن خارج مامانی، دوستای من از دنیا میرن :'))))
@Tweettext
فکت:
وقتی تو یه جمع همه یهو خندشون میگیره،
هرکس اول به اونی که دوسش داره نگاه میکنه:)!
@Tweettext
ترم 1 دانشگاه بودیم، گفتيم همه بريم خونه كلاس تشكيل نشه،
يه پسره با هيبت رضازاده پاشد گفت: اگه به والدين اطلاع بدن چي:/
@Tweettext
شما ۱۰سال هم که صبح زود بیدار بشی، بازم سختترین کار دنیا صبح زود بیدار شدنه
@Tweettext
یه بارم دوستم باباش مُرده بود، رفتم در خونش یجوری بش بگم که هول نشه، دیدم با همسایه دعواش شده داره کتک میخوره، خودم هول شدم داد زدم نزن بی شرف نزن بچه یتیم زدن نداره
@Tweettext
دلم واسه اون عروسی مسخرهها که هیچ ربطی بهشون نداشتیم و تمام مدت خیار و دانمارکی میخوردیم تنگ شده
@Tweettext