در کنار پزشکی حتی خوابمم نمیتونم ادامه بدم اونوقت مامان و بابام توقع داشتن هنر و موسیقی رو در کنارش ادامه بدم
@Tweettext
از شیفت شب برگشتم خواهرم گفت بچم خوابه من میخام برم بازار میزارمش پیش تو بمونه
رفتم بالا سرش اروم گفتم دایی پاشو مامان اینا دارن میرن بازار اونم شروع کرد به گریه کردن رفت باهاشون
منم با خیال راحت دارم میگیرم میخابم😌
@Tweettext
یه خواستگار داشتم آشنای دور بود ، گفتن بریم اتاق حرف بزنیم ، آقا بلند نمیشد میگفت خجالت میکشم ؛ مامانبزرگشم میگفت پاشو زشته مگه تو خونمون تمرین نکردی...
@Tweettext
عمل زیبایی جوری رفته جلو که رو هر کی خوشت امد و و نشد بری براش ،،مثل اون ۷ ۸ تا دیگه هم هست
@Tweettext
به بابام گفتم یه شوهر ۱.۹۰ متری میخوام گفت خوبه ابعاد *و'ه هایی که میخوری زیاد شده :|
@Tweettext