وقتی مامانت شروع به شستن ظرفها میکنه درحالیکه گفته بود تو این کار رو انجام بدی:
@TwitterEy
چه شبایی که با بغض و حلقه زدن اشک تو چشمام سر کردم و میدونم که قرار نیست هیچوقت چیزی که دلیلش بوده رو ببخشم.
یهو دیدم که دیگه از دستت عصبانی نیستم، ناراحت نیستم، قهر نیستم، خلاصه یهو حس کردم که من دیگه با تو "هیچ چیز" نیستم.