یه سری عکس از دوران نوجوونیم پیدا شده، دارم فکر میکنم که خونوادم چقدر دوستم داشتن که نگهام داشتن
ما خانوادگی دایره لغاتمون ضعیفه. یبار مهمونمون گفت استدعا دارم بابام گفت دستشویی ته راهرو سمت راسته
تا یه جایی که خیلی حوصله داری کوتاه میای کنار میای، بعد دیگه فقط قطع ارتباط، قطع ارتباط، قطع ارتباط.