همزمان که مامانم رو صورت بابام ماسک میذاشت، بابام با تلفن خیلی جدی معامله میکرد=)))))
زندگیم از وقتی که دیگه اصرار نکردم آدمها رو به هر قیمتی که شده تو زندگیم نگه دارم: 💗💐💞🌸💗💓💐💖💞🌸💗💐💝🎀💘💄
مامانم داده عکسشو روی فرش چاپ کردن:)))) )))وااا. زن:))))))) ناصرالدین شاهی مگه:))))))))
داییم میخواست مثال بزنه گفت دیدید زولبیا بامیه فقط تو ماه رمضون میچسبه؟همه باهم گفتیم نه همیشه کنار چایی مزه میده،داییم پاشد رفت بیرون تا آخر شبم برنگشت.