eitaa logo
Tweety
57.9هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
182 ویدیو
0 فایل
بسم‌رب تا دندون داری بخند،خنده به لبات میاد بمون پلو گذاشتم. ارتباط: @iMersad | تبلیغات: @Delta_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌱🧼 🧼🌱 دورهٔ 4 میلیون تومانیِ آموزش ساختِ این👆 صابونهای گیاهی و خوشکل رایگان شد🥳 اگه میخوای یاد بگیری که خودت داخل خونه صابون های گیاهی بسازی که🧼🌱 هم ازش کسب درآمد کنی💸 هم پوستت 20 سال جوون تر بشه😍 زود باش همین حالا رایگان عضو شو و درآمدمیلیونی در ماه رو تجربه کن👇 https://eitaa.com/joinchat/4086038832C7d0c8dd7de خیلیا با آموزشهای رایگان این کانال به درآمدهای عالی رسیدن🤩معطل نکن همین حالا عضو شو☝️
اگر میخوای چیزی یاد بگیری که هم جدید و خاص باشه❗️هم ازش کسب درآمد بکنی❗️هم تو زندگی شخصیت به دردت بخوره❗️ساخت محصولات شوینده اورگانیک انتخاب فوق‌العاده‌ایه🌱 https://eitaa.com/joinchat/4086038832C7d0c8dd7de آموزش رایگان صفر تا صد فقط برای 20 نفر اول👆🏻
از هر خانه ای که بوی اِسپند می آید،در آن خانه "مادری" نگران است..🥹
کاش کافه رستورانا اول توالت ایرانی بذارن بعد در کنارش به توالت فرنگی داشتنشونم ادامه بدن؛ یعنی چی هرجا میری فقط فرنگیه.
‌من دوستم بیوفته تو چاه، پشت سرش میرم. چون حتما اون چاهه جالب بوده، خوش میگذشته که دوستم رفته توش. نهایت پشیمون هم شدیم دو نفره پشیمون بشیم بهتره
قیافه اون استاد پیر عینکی تو دانشگاه وقتی از نزدیک باهاش حرف میزنی @TwitterEy
این داستان ترسناک واقعی که میخوام برای شما تعریف کنم مربوط میشه به 8 سال پیش که بابای من تصمیم گرفت بالای اشرفی اصفهانی ی خونه کرایه کنه.  ما اونجا ساکن شدیم و من سر کار میرفتم و خواهرم مدرسه میرفت و خیلی لذت میبردیم از اونجا تا اینکه ی روز ساعت 3 صبح خواستم برم دستشویی که دیدم مادرم ی سینی چایی ریخته آورده تو پذیرایی خونه. گفتم مامان این چیه؟جوابش منو میخکوب کرد..گفت... ادامه داستان باز شود: ادامه داستان باز شود: https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
داستان عجیبِ پرستار بچه...😰♨️ داستانی ترسناک است که بر اساس یک افسانه شهری در مورد دختر جوانی است که یک شب هنگامی که از دو کودک نگهداری می کرد یک تماس تلفنی مشکوک از یک مرد غریبه دریافت می کند. پرستار وقتی دیر وقت شد بچه ها را به رختخواب برد و خواباند و بعد از آن برای تماشای تلویزیون به طبقه پایین رفت. که ناگهان صدای زنگ تلفن را شنید، وقتی جواب تلفن را داد ، تمام آنچه که شنید نفس نفس زدن سنگین بود و صدای مردی که از او پرسید: "آیا به بچه ها سرزده ای؟"ادامه ماجرا ... https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
‌تو فکر میکنی که همه قلبشون مثل خودته و همین دمار از روزگارت در میاره.
اخلاقای بد مامان بابام رو که دارم هیچ‌؛ خودم هم با خلاقیت خودم دو سه تا بهش اضافه کردم.
‌لاو لنگوئج من مسخره بازیه اگه کنارت مسخره بازی در میارم بدون خیلی دوست دارم.
کلمه ببخشید رو فقط از بچه‌ی ۷ ساله قبول کن ادم ۲۷ ساله خوب و بد رو میدونه میدونه چی اشتباهه چی درسته میگیری که؟