داشتم تو حموم آواز میخوندم ، بابام اومد پشت در داد زد: ممنونم پسرم ، مرسی ، صدات مثل دارو میمونه واسه من ، گفتم: مسخره میکنی؟! ، گفت: نه جدی میگم یبوستم خوب شد:|||
پدرم بهم گفت قوی باش ، یه مقطعی از زندگی هست که مجبوری سختی بکشی ، گفتم کدوم مقطع پدر؟! ، گفت از تولد تا مرگت:///
ته تغاری شیطون خونه حاج رسول بودم با نیم متر قد و دو متر زبون بهم می گفتن آتیش پاره بین سه تا دختر چادری و نجیب حاجی من شیطون ترینشون. بودم تو آرایشگاه کار می کردم یک روز حاج بابام اومد خونه و گفت پسر حاج فتاح معتبر بازار داره میاد خواستگاری خواهرم داشتن صحبت مهریه رو می کردن خواهرم رو ابرا بود برای دیدن خواستگارا رفتم توی پذیرایی ولی با دیدن داماد بهت زده نگاهش کردم. داماد خوشتیپ همون کسی بود و پارسال...
عقب عقب رفتم با شنیدن صدای پدرم که گفت دختر کوچک ترم تینا و نگاه داماد که روی من چرخید حس کردم چیزی تا بیهوشیم نمونده اون کسی نبود جز...
https://eitaa.com/joinchat/214368321C8c116b6ca3
رفتم دانشگاه دیدیم پشت دانشگاه یه مزرعه ی کوچک گوجه فرنگی بود ٬ تا شروع کردم به خوردنش یه دختره داد زد: پروژه پایان ترممو نخور الاغ:///
داییم زنگ زده میگه سگم مرد ، میگم خب چیکار کنم؟! ، میگه شب میای اینجا از باغ مراقبت کنی؟!
پول هیچوقت شعور نمیاره دوستان ، اینو کسی داری بهتون میگه که همین الان قوطی هایپشو پرت کرد تو خیابون