داداشم ۳۶ ساعته که تو خونه هیچ حرفی نزده چون بهش گفتم اگه سه روز حرف نزنه بهش یه میلیون میدم.
میگفتن که اگه طنابت با یکی پاره شد، نترس گره بزنش. گره دو سر طنابو به هم نزدیک میکنه.
واقعا اين بُلد كردن ٣٠ خيلي اسيب زا بوده ها . همش فكر ميكنم دنيا داره تموم ميشه من هنوز به هيچ جا نرسيدم
من #شیرین، دختر رعیتزادهای زیبا بودم. و ناف بریدهی پسر عموم، از همون بچگی همه میگفتند عروس پسرعمومم؛ و همین حرفا باعث شده بود که نه یک دل بلکه صددل عاشق پسر عموم بشم عشقی که تمام دنیام شده بود.
روز عقد، درست وقتی فکر میکردم به آرزوم رسیدم، یدفعه داریوش خان، پسر نصراللهخان، با افرادش به خونمون حمله کردن. اونا دنبال برادرم بودن که گناه بزرگی کرده بود ولی وقتی چشمش به من افتاد، بهجای انتقام، تصمیمی گرفت که همهی آرزوهامو نابود کرد اون رو پدرم کرد و گفت......😱
برای خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2000553361C7fff6762ae
نمیدونم چرﺍ حیوﻭنا از آپشناشوﻥ درست استفاده نمیکنن،
من اگه زرﺍفه بودﻡ همش ﺍز بالا تف میکرﺩم رﻭ سر بقیه
مامان من اول میوه خراب ها رو میاره بخوریم
تا اون سالم ها هم خراب بشن و این چرخه ادامه داره
به بابام گفتم این خونه و حمومش وان کم داره
گفت این خونه یه چیز زیادی داره اونم تویی