نباید بعد از یکسال “خیلی سبز” خوندن برای کنکور، حسِ “خیلی قهوهای” برای کنکور داشته باشم.
رفیق بودن کار آسونی نیست.
مثل این میمونه که پدر و مادر پاره وقت باشی، کمدین پاره وقت باشی، سخنگوی انگیزشی پاره وقت باشی، و مهمتر از همه شریک جرم هم باشید
باشه ولی کارکردن تو این گرما خیلی سخته، من احتیاج به حجم زیادی پول باد آورده دارم.
بزرگترین وسواسی که تو زندگیم دارم، برقراری نسبت بین کباب و برنجه. اگه کبابم تموم شه و ته بشقابم یه قاشق برنج اضافه بیاد، ممکنه یه چاقو بردارم و فرو کنم تو قلبم.