آقا این ساعت 3 بعدازظهر چرا اینطوریه
هرکاری میخوای بکنی یا دیگه دیر شده , یا هنوز زوده.
یه بار رفتم جلو آیینه داد زدم : آیا امیدی هست؟
بابام زد پس گردنم گفت نه امیدی نیست خنگول، اون کوه بود که انعکاس صدا داشت نه آیینه
من : واسه امتحان عربی خوندی؟
رفیقم : نه بابا حتی یک کلمه
رفیقم بعد از شروع شدن امتحان :
@TwitterEy