آنـڪاسـ♬ت୨ৎ
* #پارت4 -شازده کوچولو- وقتی بالاخره صدام در آمد، گفتم: _آخه... تو این جا چه میکنی؟ و آن وقت او خی
*
#پارت5
-شازده کوچولو-
خیلی طول کشید تا توانستم بفهمم از کجا آمده. شهریار کوچولو که مدام مرا سوال پیچ میکرد، خودش انگار هیچوقت سوال های مرا نمی شنید🤔. فقط چیزهایی که جسته گریخته از دهنش میپرید، کم کم همه چیز را به من آشکار کرد. مثلا اولین بار که هواپیمای مرا دید،✈️ ازم پرسید:
_این چیز چیه؟
_این "چیز" نیست، این پرواز میکند.🛫 هواپیماست. هواپیمای من است.
و از این که بهش می فهماندم من کسی ام که پرواز میکنم به خود می بالیدم. حیرت زده گفت :
_چی؟! تو از آسمان افتاده ای؟🗺
با فروتنی گفتم:_آره
گفت:_اوه، این دیگر خیلی عجیب است!😳
و چنان قهقهه ملوسی سر داد که مرا حسابی از جا در برد. راستش من دلم میخواهد دیگران گرفتاری هایم را جدی بگیرند.
خنده هایش را که کرد، گفت :
_خب،پس تو هم از آسمان می آیی! اهل کدام سیاره ای؟...🌎
بفهمی نفهمی نور مبهمی به معمای حضورش تابید.یکهو پرسیدم:
_پس تو از یک سیاره دیگر آمده ای؟🏝
آرام سرش را تکان داد بی این که چشم از هواپیما بردارد.🛩
*
برای وقتایی که بیکاری و حوصلت سر رفته؛
پاشو بیا چنل ایشون که کلا شده قفلیم🖇️
این بانو کلی وایب خوب و رنگی بهت میده🌈
پینترستُ بیخیال بشین بیان ایتا😌
ورود فقط برای دخترای ناز و پرنسس🎀👀
https://eitaa.com/joinchat/340002417C3b31b99b4f
رود جاری است و نمیداند کجا پایان پذیرد،
همچو عمرِ رفتهی ما، که ندیدی کی گذشت!