eitaa logo
آنـڪاسـ♬ت୨ৎ
269 دنبال‌کننده
193 عکس
8 ویدیو
0 فایل
آنکاست (Uncast) (یعنی چیزی که بازگو نشده، خیلی خاصه!)୨ৎ✨️🪴 ناشناس📌 https://punz.ir/message/0AzBDeT کپی ؟ فور کن خوشگله🔗🪄
مشاهده در ایتا
دانلود
گر بمیرد پسرئ از قبر او روید گلئ ؛ گر بمیرند پسران دنیا گلستان مي‌شود 🦦💘 .
بچه‌ کوچولوها سر غذا تا یه لحظه حواست پرت میشه :
مٸ‌خواست مرموز بۀ نظر بیاد ؛ آخرش فقط جواب ندادن بلد بود .
شࢪوعِ ࢪمانِ هیجاني و عاشقانہ ِی‌ِ قبلہ‌گاھِ تو در آنکاسـ♬ـت🌱✨ . ژانر : عاشقانہ ، مذهبي ، دࢪام ، دانشجويي . بھ قلمِ جادويي ِ : بانو اٮـــما . خلاصہ ࢪمان : آلاء دختر مذهبي و سـر بہ زیري که در دانشگاه امام صادق(ع) مشغولِ تحصیل در رشته ی حقوق شده و در این مسیر سخت گام برمیداره اما با پسری مرموز در این دانشگاه آشنا میشه🤫 .☕️ ֶָ. | : 𓏲🐋 ๋࣭ ࣪ ˖✩࿐࿔… | | : 𓏲🐋 ๋࣭ ࣪ ˖✩࿐࿔… |
زدی رو پیوستن شروع کنم؟🤡💔
؛🤎☕ 𝟏 ؛🤎☕ روز اول دانشگاه بود. دانشگاهی که با کلی زحمت و تلاش قبول شده بودم،و البته رشته‌ای که عاشقش بودم؛ حقوق. جلوی درِ دانشگاه ایستاده بودم و برای چندمین بار بند کیفم رو مرتب کردم. نمی‌دونم چرا انقدر استرس داشتم. شاید چون برای اولین بار قرار بود وارد جایی بشم که هیچ‌کس منو نمی‌شناخت و از برخورد بقیه با خودم میترسیدم .. چادرم رو کمی مرتب کردم و زیر لب ذکری گفتم و وارد دانشگاه شدم . همون اول کاری صدای قهقهه خیلیا بلند شده بود ، توهین و مسخره کردناشون و از همین اول شروع کرده بودن . . بی توجه از کنارشون رد شدم و با عجله وارد ِ دانشگاه شدم ، رفتم سر کلاس و آروم نشستم .. کسی داخل کلاس نبود .. سرمو روی میز گذاشتم ُ و آروم چشمامو بستم .. یکهو در کلاس محکم بهم کوبیده شد ُ و عده ای از دانشجو ها وارد ِ کلاس شدن . بین این همه دانشجو ، فقط من ُ و یک دختر خانوم ِ دیگه چادری بودیم ، که اونم کنار من نشست ُ کمی باهم آشنا شدیم . دختر ِ خوبی بنظر میرسید و اخلاق ِ خوب ُ و کمی عجیبی داشت . . بعد از کمی حرف زدن ُ و آشنایی باهاش ، استاد وارد ِ کلاس شد . همه به احترامِشون بلند شدیم که صدایی از تهِ کلاس شنیده شد .