کارا مریض میشه
و از ازریل میخواد به عنوان وصیتش اونو به گل های وطنش ببره. و اونجا بزاره
طبق وصیت کارا
ازریل جسد کارا رو برمیداره و از سد عبور میکنه
و اون رو روی گل های روستاشون میزاره.
اما...
انسان ها یک هیولا میمبینن که دستش یه بچه مرده هست.
و فکر میکنن ازریل کارا رو کشته
پس دیوانه وار بهش حمله میکنن
ازریل میتونست با یه ضربه همه اون ها رو از بین ببره...ولی این کار رو نکرد
ازریل که به شدت زخمی شده جسد کارا رو برمیداره و به سمت سرزمین خودشون میره
ازریل میفته توی سرزمین خودش و میمیره
#داستان_آندرتیل
17.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این فیلم انگلیسی هست
ولی خب خیلی مفیده اگه داستان رو نفهمیدید اینو ببنید حتی اگه انگلیسی هم بلد نباشید میفهمید!
https://www.aparat.com/v/XDSW9
لینک پخش آنلاین تو آپارت
بعد از اینکه ازگور و توریل دو تا بچه شون رو تو یه روز از دست دادن...!
ازگور قسم خورد تا هر آدمی که بیفته رو بکشه و روحش رو بگیره
تا هفت روح جمع بشه و از اونجا آزاد بشن
و بره و انسان ها رو بُکشه.
توریل از این کار خوشش نمی یومد
جسد رو کارا رو برداشت از پادشاه جدا شد
بعد خرابه ها رفت(همون جایی که آدما میفتن) و توریل از انسان هایی که میفتن شروع کرد محافظت کردن
و جسد کارا رو همون جایی که از اول افتاده بود دفن کرد.
و ازگور جسد ازریل روی گل هایی بغل خودش دفن کرد
#داستان_آندرتیل
شش انسان میفتن و ازگور هر شش تا شون رو میکشه
همه منتظر هفتمین انسان بودن.
اما خیلی طول کشید ولی کسی نیومد.
برای همین ازگور به دومین دانشمند سلطنتی خودش(آلفیس) دستور داد تا یه فکری بکنن تا جایگزین هفتمین روح رو پیدا کنه
آلفیس میاد و یکم از روح انسان رو توی هیولا ها تزریق میکنه ولی اونا به چیز وحشتناکی تبدیل شدن و آب میشدن برای همین نا موفق بود
برای هیمن میاد و یکم از روح آدم ها رو روی یه گل تزریق میکنه؛ اونم چه گلی(چه همون گلی که زیرش آزریل دفن بوده)
روح آزریل میره توی گل و تبدیل میشه به یه گل سخنگو(که حالا بهش میگن فلاوی)
فلاوی گریه میکنه
ازگور صداش رو میشنوه و بچهاش رو میشناسه که حالا دیگه یه بدن جدید داره
ازگور خوشحال فلاوی رو میبره خونشون ولی
فلاوی دیگه مثل قبل نیست.
ازریل چون بدنش رفته تو یه گل دیگه مثل قبل احساسات رو نمیفهمه و حس نمیکنه
هرچقدر ازگور مهروبون بوده ولی دیگه فلاوی هیچی حس نمیکنه
برای همین میره پیش مامانش توریل
ولی فلاوی حتی محبت توریل رو حس نمی کنه
برای همین تصمیم میگیره خودکشی کنه
چون دیگه زندگی براش ارزشی نداره
اما...
متوجه میشه نمی تونه اینکار رو کنه
و هر چقدر بمیره دوباره وجود داره.
فلاوی میفهمه چون بهش [ دیترمیشن ]
تزریق شده حالا قدرتی پیدا کرده
قدرت [ ریست کردن ]
قدرت ریست کردن یعنی همون شروع دوباره
فلاوی میزنه هیولا ها رو میکشه
و ریست میکنه
بعد دوباره هیولا ها رو میکشه و باز ریست میکنه
کشتن
ریست
کشتن
و باز هم شروع دوباره
تا اینکه از این کار هم خسته میشه و میزاره
زمان به روال عادیش پیش بره
#داستان_آندرتیل
تا اینکهه
هفتمین انسان میفته!
آخرین انسان
که سرنوشت همه به دست اون هست ]
و اون انسان ما هستیم
24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه یه توضیحی رو نفهمیدید میتونید این
ویدیو رو ببنید
خیلی واضح توضیح میده
https://www.aparat.com/v/t352key
لینک پخش آنلاین
#داستان_آندتیل
خب ما بعدا فهمیدم این فیلم خیلی دریت نیست و خیلی جاها اشتباه میگه