هدایت شده از Stardust Crusaders' Saved Things
#Stories
#JonathanCameBack
کسی که اونو گرفت نوه خود جاناتان، جوزف جوستار بود (هفتاد و خوردهای ساله) که دقیقا وقتی ندای ترسیده "جوستارا اومدنننن!!!" (جیغ ترنس) نور خورد تو صورتش و قابل دیدش کرد. صد البته که بقیه گروه، جوتارو کوجو، نوریاکی کاکیوین، محمد عبدل، ژان پیر پولنارف و ایگی، یه سگ باهوش، هم همراهش بودن.
"اون کله رو ازشون بگیرین!!!! نباید بفهمن زندس!!!"
و با داد خیلی تهدیدآمیز و ترررسناک دیو (از روی ترس داد زد. هنوز کلی حرف با جاناتان داشت.) یه غلغله به پا شد.
"اون کله رو بده به من پیرمرد! اگه دیو انقد میخوادش پس حتما مهمه!!" جوتارو در حال مشت زدن به یکی از زامبی های انیا گفت.
جنگ تازه شروع شده بود.
Airbrush users
در اصل تو خونه ی ما مادر نمونه هستن
((نایتمر میشد بابای این اوسی لایتمرم ولی چشم-))
Airbrush users
((نایتمر میشد بابای این اوسی لایتمرم ولی چشم-))
آره میدونم
ولی...