eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
48 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 کمی بعد> پیاده شدم نیلا: مرسییی حامی: فدات نیلا: خدافضض دست تکون داد، رفتم توی خونه سه ماه بعد> از خواب بیدار شدم سه ماه بود که هیچ دردسری نداشتیم هیچ خبری از محمدی نبود و اوضاع آروم بود بعد سه ماه کارای کنسرت برای ترکیه اوکی شده بود امروز پروازمون بود مانیا بهم زنگ زد جواب بدادم +الووو؟ _چیکار میکنیی؟ +دارم کارامو میکنم دگهه _از صدات معلومه که خواب بودی +آره خب الان بلند شم کارام بکنمم _با حامی میای؟ +اوهوم _اوکی منو هستی هم باهم میایم تو برو با حامی جونتت +مانیااا😂 _برو برو به کارات برسس +خدافضض قطع کردم بلند شدم دوش گرفتم یه چند دست لباس برداشتم و گذاشتم توی کیفم موهامو خشک کردم ارایشمم کردمو لباسامو پوشیدم گوشیمو برداشتم زنگ زدم به حامی که جواب نداد رفتم نشستم تا خودش زنگ بزنه کمی بعد> گثشیم زنگ خورد خودش بود +سلامم، آماده ای؟ _چرا جواب ندادی؟ +ببخشید گوشیم پیشم نبود _کجا بودد؟! +ببخشید دیگه _آره من آمادم +دارم میایم دنبالت _اوم گوشی رو قطع کردم یکم گذشت که صدای بوق ماشینش اومد کیفمو برداشتمو رفتم پایین ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
شبتون‌آروم‌‌م‌م💙𖦹
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نشستم توی ماشینو درو بستم حامی: سلاممم نیلا: سلام. نگاهم به بیرون بود حامی: هنوز ناراحتیی؟ بخدا حواسم نبود نیلا: خیلخبب یه دسته گل رز گرفت جلوم نیلا: براچیی؟ حامی: از دلت دربیارم دیگهه گلو گرفتمم حامی: حالا آشتی؟ نیلا: مرسییی خیلی نازهه ولی سری بعدی باید جواب بدی عاا حامی: چشمم راه افتادیم سمت فرودگاه کمی بعد> توی هواپیما نشسته بودیم پیش مانیا و هستی بودم هستی: باشه ولی من هنوز باور نمیکنم تو و حامی باهم خوب شدین مانیا: خدایی نیلا: دیگه دیگه مانیا: راسی تو خوبی؟ قبلنا از هواپیما میترسیدی نیلا: فکر کنم ترسم ریخته ملنیا: حالت بد شد بگو نیلا: چیکار میتونی بکنی؟ 😂 مانیا: نمیدونم ولی به هر حال نیلا: باشهه ترکیه> بالاخره هواپیما نشست خب مثل اینکه ترسم نریخته بود مانیا هستیو بیدار کردم ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
چقدر لففففف؟ 🙍🏻‍♀
تا آمار قبلی برنگردیم پارت نمیدم🚶🏻‍♀. .