<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт90💙
نیلا:
خوب خوابیدینااا
هستی:
تو چرا رنگت پریدهه؟
نیلا:
بخاطر هواپیماست بریم بیرون خوب میشم
مانیا:
خوب ترست ریخته بود
نیلا:
عهه بلند شید بریم
حامی پشت سر ما بود
پیاده شدیمو رفتیم توی سالن فرودگاه ترکیه
نیلا:
من برم دستشویی
مانیا:
منم میام
نیلا:
باشهه
هستی رفت پیش پسرا منم رفتم سمت دستشویی به صورتم آب زدمو
آرایشمو تمیز کردم
مانیا:
بهتری؟
نیلا:
چیزیم نیست کهه
مانیا:
عوم معلومه
نیلا:
اذیت نکنن
ملنیا:
بیا حداقل این شکلاته رو بخور
شکلاتو ازش گرفتم وخوردم رفتیم بیرون
پیش حامی وایسادم
حامی:
کجا بودی؟
نیلا:
دستشویی
منتظر بودیم ماشین برسه که بریم سمت هتل
نگاهم به اطراف بود که روی یکی ثابت موند
قیافش برام خیلی اشنا بود ولی نمیدونستم کجا دیدمش
برام سر تکون داد
نگاهمو از روش برنداشتم
داشت میرفت بیرون
حامی:
الووو؟ کجایی؟
نیلا:
چی؟
حامی:
بیا بریم دیگهه
دستشو آورد جلو
نیلا:
بـــاشه
دستشو گرفتمو رفتیم بیرون
ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 #parт90💙 نیلا: خوب خوابیدینااا هستی: تو چرا رنگت پریدهه؟ ن
یه اسپویل ریز بکنم💆🏻♀
اونی که سر تکون داد همون زنه بود که توی پارت قبلی بهشون زل زده بود🤏🏻🤡