eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
48 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 بلند شدم رفتم پیشش هوش بود نیلا: خوبی؟ مانیا: آره آره.. نیلا: چرا؟! مانیا: ع عکس... رهام با یکی دیگستـ. نیلا: خب باشه! چرا اینطوری کردی ها؟![داد] مانیا: من دوسش داشتم.. نیلا: اون ولت کرد و تو داشتی بخاطرش میمردی! مانیا: ب بخشید اروم بغلش کردم نیلا: دیگه این کارو نکن.. شروین اومد تو شروین: ببخشید وسط لحظه های رمانتیکتون من باید برم نیلا: کجااا؟ شروین: پیش دوستم ولی زود میام همین جایی؟ نیلا: باشه.. فعلا که اینجاییم شروین رفت بیرون چند ساعتی اونجا موندم تا حال مانیا بهتر بشه دکتر اومد مرخصش کرد بعد باهم رفتیم خونش نشسته بودیم روی مبل مانیا: الان.. بدون رهام چیکار کنم؟ نیلا: اسمشو دیگه نیار. مانیا: ولی.. نیلا: اون بهت خیانت کرد میدونم سخته ولی کنار میای باهاش باور کن. مانیا: مرسی که هستی.. مشغول فیلم دیدن شدم که زنگ در خورد رفتم درو باز کردم اریا بود اریا: سلام اومد تو بغلم کرد اریا: خوبه؟ نیلا: بد نیستــ.. مانیا: سلام اریا: این چه کاریه تو کردی؟؟ مانیا: . . . اریا: خب.. اومدم بهت یه سری بزنم مانیا: مرسی.. ولی هیچکدومتون درکم نمیکنین. نیلا: شاید درکت نکنیم ولی کنارتیم اریا: نکته ی خوبی بودی چند ساعت بعد اریا رفته بود مانیا هم خواب بود گوشیم زنگ خورد شروین بود +بلهه؟ _کجایی؟ +من پیش مانیا _اها. منم خونه دوستم موندم +اوکی.. فعلاا گوشی رو گذاشتم کنار چشمام سنگین شد و خوابم برد روز قرار_ دوروزی پیش مانیا موندم شروین هم پیش دوستش بود حال مانیا بهتر شده بود..امروز قرار بود همو ببینیم و حرفامونو بزنیم داشتم به این چیزا فکر میکردم که مانیا صدام زد مانیا: به چی فکر میکنیی؟ نیلا: امروز قرار کاری دارمم مانیا: اهاا ارهه راستی گفته بودی، بلند شو بیا نهار نهار رو خوردیم و نشستیم مشغول فیلم دیدن شدیم چند ساعت بعد.> یه استایل راحت زدم یکمی ارایش هم کردمو راه افتادم لوکیشنی که داده بود وارد کافه شدم دست تکون داد ولی دو نفر بودن نشستم نیلا: سلام +سلام، من ارشم و ایشونم حامیم نیلا: خوشبختم <حرفاشونو زدن> از اول تا اخر حامیم حرفی نمیزد که یهو پرید وسط حرفم ادآمه پارت بعدی...
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🦢> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
رمانت 🛐🛐🛐🛐🛐 𖧧 عععیییییی فدات شمممم😭💞:))
سلامممممممممممم عاشق رمانتمممممم 𖧧 سلاااامم چطوری؟ قربوننننتتتتبرمم✨
میگما فک کنم قبلا رمانای دیگم داشتی اگه خودت هستی که من رمان های قبلیتون رو هم دنبال میکردممممم و واقعا از رمان هات لذت میبردم 𖧧 ارههه دوتا رمان دیگه هم نوشتم البته رمان دومیم رو نصفه ول کردم:) مرسی که خوندیشونن💘
رمانت باحالهههههههههههه💆🏻‍♀️✨ 𖧧 مرسیی قشنگگگم😭✨
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 حامی: تکلیفت با خودت معلوم نیست بعد میخوای مدیر برنامه بشی نیلا: ببخشید؟!! چرا اینطوری حرف میزد حامی: شنیدی دیگه. نیلا: اگه نمیدونستم میخوام چیکار کنم اینجا نبودم. الانم میتونم برم مشکلی نیست! حامی: باشه برو شونه ای بالا انداخت بلند شدم که برم ارش اومد جلوم ارش: ببخشید من باهاش حرف میزنم شما اگه اوکی بودین به این شماره زنگ بزنین یه کارت دستش بود نیلا: ممنون ولی فکر نکنم نظرم عوض شه. کارت رو گرفتم و رفتم توی ماشین این دیگه چی بود؟ رفتم خونه نشستم رو زمین تنها فرصتمم از دست دادم البته.. از دست که ندادم ولی من عمرا با این اخلا.. باز صدای در اومد نیلا: بله؟ +اجاره پرداخت نشده نیلا: ت تا دروز دیگه پرداخت میکنم اگه نشد جمع میکنم میرم. +خوبه، ممنون درو بستم همش باید این موقع بیاد؟ رفتم لباسامو عوض کردمو نشستم مجبورم قبول کنم.. چه فرصتی بهتر از این؟ بهم بی احترامی کرد ولی من به پول اون کار نیاز دارم... یه کاریش میکنم. بلندشدم یه چیزی درست کنم بخورم کمی بعد> یکم ماکارانی درست کردم خواستم مشغول خوردن که شدم گوشیم زنگ خورد خواستم بلند شم که دستم به ظرف ماکارانی خوردو همه پخش زمین شد همین کم بود. گوشی رو برداشتم اریاست الو؟ _علیک سلام، چطوری؟ +خوبمم _خونه ای؟ +اره چطور؟ _چیزی که درست نکردی؟ +تا قبل این که زنگ بزنی درست کرده بودم ولی الان نه _ دارم میام پیشت باهم بریم بیرون یه چیزی میخوریم +جدییی؟ اوکییی بیا منتظرم گوشی رو قطع کردم مشغول جمع کردن ماکارانی ها شدم کمی بعد> ادامه پآرت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🦢> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
رهام🐈‍⬛️ توی بند نیلا و اریاست گیتاریسته