eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
165 دنبال‌کننده
48 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
تا آخر شب پارتو میذارمم👩🏻‍🦽
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: نمیای بیروننن؟ درو باز کرد حامی: بیا تو رفتم تو نیلا: بلهه؟ نگاهی بهم کرد حامی: خیلی خوشگل کردیااا نیلا: مرسیی حامی: من خوب شدم؟ نیلا: عارههه خیلی رفتم نزدیک یقه ی پیرهنشو صاف کردم نیلا: استرس داری؟ حامی: نه نیلا: باشه ولی از قیافت معلومه حامی: جدی؟ نیلا: هوم حامی: تو چرا از من قایم میشی؟ نیلا: من؟! کِی؟ حامی: انگار نگرانی،یا یه چیزی شده نیلا؛ توهم زدییی حامی: نمیخوای بگی چیشده؟ نیلا: چرا باید چیزی شده باشه؟ حامی: میدونی که دروغ گوی خوبی نیستی؟ نیلا: دروغ نمیگم خودمم نمیدونم چیشده حامی: برای همین ازم دوری میکنی که بهم نگی؟ نیلا: نه! کی من ازت دوری کردم حامی: پس چی؟! نیلا: فقط میخوام اول خودم بفهمم چیشده بعد به تو بگم حامی: پس اصلا بهم نگو. ازم دوری شد و پشتشو بهم کرد که وسایلشو برداره نیلا: حامی! سرشو تکون داد نیلا: باشه میگم حامی: خب؟ نمیخواستم بگم که اون زنه رو باز دیدم نمیخواستم بگم کسی که حتی نمشناسمش داره تهدیدمون میکنه نیلا: فقط یه خط ناشناسه.. اصرار داره که باهاش حرف بزنم همین! حامی: باهاش حرف زدی؟! نیلا: نه. یکم تو همون حالت موندیمو حرفی نزدیم از اتاق رفتم بیرون پشت سرم اومد حامی: بازم ناراحتی؟ نیلا: آره چون انقدر بهم اعتماد نداری که نمیزاری خودم یه کاریو حل کنم! حامی: چرا نمیفهمی فقط نگرانت بودم؟! نیلا: ممنون که نگرانیمی! رفتم سمت بچها حامی: ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
ناشناس خیلی خلوتهههههه🙍🏻‍♀..
استایل نیلا و حآمی🤏🏻🌚;|
حرفی ندارم واقعا فوق‌العاده بود 𖧧 مرثیی🎀