دیشب داشتم راه میرفتم تو خیابون
دیدم صدای آهنگ حامیم میاد( اهنگ هنوزم )
بعد گفتم وایسم ببینم کی گوش میده
یه ماشین بود یه عمویی توش نشسته بود
قد من سیبیل داشتتتت
عمو تو باید خیابون ببندییییی داری حامیم گوش میدیی؟😭🤣
العان دوست دارم از قشنگی رمان جیغغغغغغغغغغغغغ بزنم مخصوصا استایلاشون هنوزم لجباز خودم هستن 😘😘😘😘😘😘🥹🥹🥹🥹🥹🥹🥹
𖧧
حیحیحیحیییی🤏🏻🎀
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт96💙
حامی:
نیلا!
رفتم پیش مانیا و هستی
هستی:
چیشده باز شما باهم لجبازی کردین؟!
نیلا:
نه..
مانیا دستمو گرفت باهم رفتیم بیرون از هتل
مانیا:
بهش گفتی؟
نیلا:
نه همشو
مانیا:
یعنی چی؟
نیلا:
نگفتم که اون زنه رو باز دیدم..
مانیا:
چرا؟!
نیلا:
چون گفته بود کسی نفهمه چون هزار جور تهدید میکنه، نمیخوام براش اتفاقی بیفته چرا هچکدومتون نمیفهمین؟! (گریه)
مانیا:
نیلا تو ادمی نبودی که از چهارتا تهدید بترسی! خودتو جمع و جور کن دختر، هیچی نمیشه
نیلا:
اون برای موقعه ای بود که منو نگرفته بودن ببرنم یه خرابه، برایی موقعیی که میدونستم با کی طرفم
الان چی؟ حتی نمیدونم یارو کی هست!
مانیا:
میدونی که هر تصمیمی بگیری تنهات نمیزارم ولی راه درستش اینه که حامی هم خبر داشته باشه،میدونی که حق با اونه
نیلا:
نمیخواستم باهاش بحث کنم..
مانیا:
میدونم،
یکم بغلم کرد بعد از هم جدا شدیم
مانیا:
بیا بریم پچها رفتن
رفتیم بیرون و توی ماشین نشستیم
چندساعت بعد>
از سالن اومدم
بیرون مردم داشتن میرفتن تو
یه نیمکت یه گوشه پیدا کردم و نشستم
گردبندی که حامی بهم داده بودو در اوردمو توی دستم گرفتم
کنسرت داشت شروع میشد احتمالا
ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت