eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀🪼
179 دنبال‌کننده
57 عکس
14 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 مانیا: چیشده؟ نیلا: خوبم چیزی نشده مانیا: یهو غیبت زد همه نگران بودن کجا رفتی؟! به زور از دست حامی فرار کردم میخواست دنبالم بیاد ، نیلا: خودم که نرفتم...ولی باهاش حرف زدم مانیا: چی گفت؟! نیلا : ( ماجرا رو میگه ) مانیا همونجوری با تعجب نگاهم میکرد مانیا: برای همین نمیخواستی حامی بیاد؟ وای نیلا از کجا معلوم عکسا واقعی باشه؟ نیلا: نمیدونم.. مانیا: چی به خوردت داده که تو اینارو باور کردی ؟ نیلا: عکسا خیلی واقعی بودن همه چی جور درمیومد محمدی هروقت یه بلایی سرمون میومد میگفت که برای یه مشکل شخصیه..خب چرا باور نکنم؟ مانیا: نمیگم باور نکن ..میدونی که این بلاها سر منم اومده‌‌،منم توی شرایط تو بودم نیلا.من باور کردم چون خود. . .فرهاد بهم گفت،نه یه غریبه.. نیلا: حامی چرا باید قبول کنیم که اینکارو کرده؟! مانیا تو خودت خوب میدونی که اونا میخواستن بازیمون بدن ولی حامی..زنه داره میگه هنوزم بین ما یه چیزی هست.. مانیا: میخوای چیکار کنی؟ بالاخره باید با حامی حرف بزنی، نیلا: حرف میزنم. ولی نمیتونم دیگه باورش کنم،نمیتونم بهش اعتماد کنم ..میفهمی؟ سرشو تکون داد مانیا: بهش زنگ بزنم؟ نیلا: آره کمی بعد> حامی با هستیو آرش رسیدن حامی اومد سمتم چشماش گرد شده بود حامی: خوبی؟! سرتاپامو داشت چک میکرد بلند شدم وایسادم که سرم گیج رفت احساس کردم دارم میفتم که حامی گرفتم حامی: چیشده؟! به زور روی پام وایسادم و از بغلش اومدم بیرون . دیگه بوی عطرش برام آرامش نداشت دیگه ازش امنیت نمیگرفتم نمیدونم چرا ولی احساس می‌کردم همه چی تغییر کرده هستی: چرا حرف نمیزنی نیلا؟ نیلا: خوبم. حامی: همین الان داشتی از حال میرفتی! کجا بودی؟ نیلا: خودت میدونی.. حامی: عکسای روی گوشیتو دیدم..بخاطر من رفتی ؟چرا؟ نیلا: چرا نرم؟! اصلا از چی میترسیدی که نمیزاشتی خودم برم ها؟! دست خودم نبود صدام رفته بود بالا حامی: از این که بلایی سرت بیاد! نیلا: منم باور کردم. مانیا: نیلا الان وقتش نیست حامی: وقت چی؟ نیلا: اتفاقا الان وقتشه! چی رو ازم قایم میکردی حامی؟ حامی: من..نمیفهمم نیلا: نبایدم بفهمی! نگاهمو ازش گرفتم ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
ببخشیدد که منظورمو درست بهت نرسوندم، ببخشید که ناراحتیمو روت خالی کردم، ببخشید و بازهم ببخشید:) فک میکنی، من آدمیم که خیلی وقتا نادیده گرفته شدم، حتی بهم گفته نشد که مادربزرگم فوت کرده، انقدر آدم اضافی هستم، میدونم حالت ازم بهم میخوره، ولی تنها نیستی، منم از خودم بدم میاد، کاش میمردم ولی اینجوری باهات صحبت نمیکردم 𖧧 بابا بسه دیگه عه
عهههه 171تایی شدی😅🪄 𖧧 کووو؟
من تو چنل پتو پهن کردم🤣🧘‍♀️ 𖧧 عالییی🤏🏻
آخژوننننن پارتتتت 𖧧 لیلیلی
وای نه چرا اخرای رمان 😭😭😭😭😭 ولی خب شاید بدونم چرا اخرای رمان دیگه نزدیک مدرسه ها هست اره دیگه درک میکنم راستی رمان جدید هم شروع کن ولی مثلا چون داخل مدارس هست مثلا هفته ای ۲ یا ۳ تا پارت کافیه 𖧧 دیگه باید تموم شه که؟ نه برای مدرسه ها نمیگم کلااا احتمال پنجاه درصد فصل دو داشته باشه رمان
https://eitaa.com/Unrepeatable_n/1428 پشمام دارم میمیرم از استرس 𖧧 چرااا
عالیییی بود پارتتت 𖧧 بوصصص
حامی فرار کن🦦🤣🥸 𖧧 👀