eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀🪼
179 دنبال‌کننده
57 عکس
13 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 با صدای داد های حامی بیدار شدم رفتم توی حال که ببینم چیشده در خونه باز بود رفتم جلوتر پریسا رو دیدم چشمام گرد شد نیلا: ا این اینجا چیکار میکنه؟ حامی برگشت سمتم ولی حرفی نزد دوباره روبه پریسا شد حامی: گفتم گمشو از اینجا ! پریسا: یعنی چی؟!خودت بهم گفتی بعد اینکه از سفر برگردم میام پیشت. حامی: چرت و پرت نگو ! پریسا: من یا تو؟ حامی خیلی کثیفی فقط نگاهم به حامی بود نیلا : چی میگه ؟! حامی: بخدا اگه منم بفهمم! پریسا: واقعا که،اگه منو اینجوری ول کرد سر تو یه بلای دیگه میاره دختر دیگه هیچی نگفتو رفت حامی نگاهش به من بود ولی من نگاهم به جایی که پریسا وایساده بود اومد جلوم وایساد حامی: خودت میدونی که همش بازیه؟ هیچی نگفتم و سرمو تکون دادم نیلا: بخاطر من..اونو ول کردی؟ یعنی با من به اون خیانت کردی؟ بخاطر همینه میخواد ما از هم جدا شیم؟! هیچی نگفت نیلا: آره؟! (داد) حامی : نه! نیلا: به من دروغ نگو حامی! اشکام سرازیر شد دستامو مشت کردمو به سینش زدم نیلا: واقعا اینکارو کردی؟ جلوی مشتامو گرفت حامی: نه نیلا! آروم باش نیلا : پس چرا دوباره اومد؟چرا ولت نمیکنه؟! حامی: نمیدونم .. دیگه هیچی نگفتمو رفتم سمت اتاق وسایلامو جمع کردم حامی: چیکار میکنی؟ نیلا: وسایلامو جمع میکنم . حامی: که چی؟میدونی که نمیزارم بری نگاهی بهش کردم نیلا: چرا باید بمونم؟. بمونم که هروز اینجوری بحث و دعوا داشته باشیم؟ مگه نمیخواد فاصله بگیریم؟خب همین کارو میکنیم تا دست از سرمون برداره. حامی: ایده‌ت واقعا چرته! نیلا : چیکار کنم تا از دست دوست دختر شما در امان باشم ؟ حامی: بامزه نبود نیلا: نگفتم که بخندی. کیفمو برداشتم که برم بیرون اومد جلومو گرفت حامی: نیلا جدی بودم،فاصله بگیری که چی بشه؟! نیلا: که دست از سرمون برداره. حامی: برام مهم نیست اون میخواد چیکار کنه! نیلا: ولی برای من مهمه،نمیخوام هروز اینجوری از خواب بیدار شم نمیخوام هروز باهم بحث کنیم ،نمیخوام پای یه زن دیگه وسط زندگیمون باشه میفهمی؟! به چشماش نگاه کردم نیلا: و میترسم رابطمون دیگه مثل قبل نشه.. حامی: خیلخب،اگه به نظرت با فاصله گرفتن همه چی درست میشه ، ولی گفته باشم به نظر من همه چی بدتر میشه نیلا: هوم. از خونه رفتم بیرون حامی هم پشت سرم اومد ماشینو برداشت و اومد سر راهم حامی: فقط امروزم برسونمت؟ سری تکون دادمو سوار ماشین شدم رسوندم خونه خودمو بعدش رفت درخونه رو باز کردم و رفتم تو ادآمه پارت بعدی ‌..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
پارت طولانی برای جبران دیروزز🤏🏻
شبتون‌ن‌آروم‌م 🩵•>>
عالییییییی بود سیسی 𖧧 ماچ‌چ
عالییییییییییییییییییییییییییی 𖧧 مرسییییییییی🎀
خیلی قشنگ بود فقط ترو خداااا بهم برسن 𖧧 فککک نکنم👀
ر..یدم رو پریسااااا 𖧧 صحیح🤡
خیلیییییییییییییی قشنگ بود عالییییی 𖧧 بوصص💘
❤️🩷🧡💛💚💙🩵💜🤎🩶🤍💝💖 تو خیلی قشنگ و هیجانی رمان مینویسی یی عالی😘 𖧧 ممنونن