eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀🪼
178 دنبال‌کننده
57 عکس
13 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا تا فردا نمیشه رند شیممم؟🙍🏻‍♀⋆˚‌-‌ دونفر فقطط🤏🏻
شلاممم🦦 پارت آمادست تا آخر شب میزارمش🦕
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 دوباره کنسرت داشتیم و داشتم کاراشو میکردم که آرش زنگم زد +الو سلام _سلام، +یه لوکیشنی میفرستم خودتو برسون _اوکی الان راه میفتم +ممنون قطع کردم بلند شدم لباسامو عوض کردمو نشستم پشت ماشینو راه افتادم کمی بعد> رسیدیم مکانی داده بود و پیاده شدم پچها همه دورهم نشسته بودند برای کنسرت حرف میزدن منم نشستم کنار مانیا و هستی یکم بعدم حامی اومد با بقیه سلام کردو برای منم سر تکون داد منم سرمو تکون دادمو نگاهمو ازش گرفتم نشست کنار آرشو من Haamim: کل مدت داشتیم حرف میزدیمو ایده می‌دادیم که دیگه بچها خسته شدن حامی: اوکی شد همه چی؟ آرش: آرهه سمت نیلا چرخید نیلا: آره اوکیه حامی: خب پس بریم به چیزی بخوریم هستی: همش فکر شکمتون باشین مانیا: وا خب گشنمه نیلا: خب همینجا یه چی سفارش بدیم آرش: اوکی غذا سفارش دادنو مشغول شدن گوشی نیلا زنگ خورد بلند شدم رفت بیرون از کافه نگاهم دنبالش بود هستی: چتون شده؟ حامی: هیچی، هستی: به منم دروغ میگی؟ حامی: دروغم کجا بود. هستی: از قیافه ی دوتاتون معلومه و رفتاراتون،تازه حتی لجبازی هم نمیکنین حامی: چیزی نشده دیگه. دوباره نگاهم رفت سمت نیلا دیدم یه گوشه نشسته دل دل کردم برم یا نرم که آخر سر بلند شدم رفتم Nila: ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
هــر روز، ۱۲ مــآه؛ ۱۲ فـــآل؛ ۱۲ رآز... شـایـد چیـزی کـه امـروز مـيخوني، اتـفاق فَــردای تو باشه؛ فـال روزانـه‌تـو از بـیـن نشـونـه‌هـای آسمــون پیـدا کن✨. هــر روز بــا «نــبــض آسـمــون» هــمــراه شــو...
شبتون‌ن‌ بخیرررر🪻:>>