eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
43 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: اره هستی: بزار برم ببینم رفت و برگشت هستی: اصلا نمیشناسمش نیلا: گفتم که فکر کنم از خدمه بود.. حامی اومد کتمم دستش بود حامی: همینه دیگه؟ نیلا: آره کتو گرفتم و عوض کردم کت خودشو بهش دادم نیلا: ممنون حامی: کاری نکردم هستی: مانیا نمیاد؟ نیلا: وایسا زنگش بزنم گوشیمو دراوردم زنگش زدم +الو؟ _دارم میاممم توی ترافیک بودم الان نزدیکم _باشه باشه😂 نیلا: داره میاد هستی: اوکی دوباره رفتم نشستم یکم گذشت که مانیا اومد اگه مُرده باشه چی؟ اگه حامی مقصر شه بخاطر من.. مانیا: الو کجایی؟ نیلا: ه ها؟ مانیا: اصلا فهمیدی چی گفتم؟ نیلا: نه راستش مانیا: خوبی؟! نیلا: آره چطور؟ مانیا: وا خوب اصلا اینجا نیستی نیلا: ببخشید دیگه حواسم نبود به بهونه ی دستشویی دوباره رفتم سمت اون اتاق مَرده نبود برگشتم سر میز شام رو اوردن خوردیم کادو هارو هم دادیم دیه کم کم داشتن میرفتن نیلا: خیلی خوش گذشت، بازم مبارک باشههه تولدت‌ت بغلش کردم هستی: بازم ببخشید.. نیلا: عهه چیزی نشد که هستی: هرچی نبایدـــ نیلا: ولش کن اصلا فکر نکن بش بابا گذشت دیگه هستی: باشهه مانیا خداحافظی کرد ادآمه پارت بعدی..
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 نیلا: ماشین داری مگه؟ هستی: نه اسنپ گرفتم لب دره نیلا: وا چه کاریه ایننن میروسندمت خب‌ب مانیا: مرسیی گرفتم دیگه، کاری نداری؟ نیا: نه بروو مانیا: خدافضض منم خداحافظی کردم داشتم میرفتم بیرون که حامی جلوم وایساد نیلا: بله؟ حامی: من میرسونمت نیلا: ماشین دارم حامی: نمیشه، گفتی سرم خورده به دیوار نمی‌تونی پشت ماشین بشینی.. نیلا: خوبم، میتونم حامی: میشه یه امشب لجبازی نکنی؟ نیلا: خب ماشین دارمم همونجوری نگاهم میکرد نیلا: هوفف باشه حامی: با ماشین تو میریم سوویچ رو بهش دادم سوار شدم و راه افتادیم سرمو تکیه دادم به صندلی حامی: به سوال بپرسم نیلا: هوم؟ حامی: چی باعث شد از اول باهام لجبازی کنی؟ نیلا: اون روز که قرار داشتیم هیچ حرفی نمیزدی بعد یهو گفتی مجبوریم بگیریمش.. انگار اسباب بازیم تازه‌ـــ اصلا برا چی میپرسی؟ خودت بهتر میدونی حرفی نزد نیلا: تازه امروزم به لباسم توهین کردی حامی: اگه از اول گوش به حرفم میدادی این اتفاقا نمیافتاد نیلا: . . . حامی: فکرکنم یه ببخشید باید بگم بابت اون روز.. وقتی دیدمت راستش.. نیلا: راستش؟ حامی: ولش کن، ببخشید دیگه نیلا: خبببب میبخشم دیگه حرفی نزد رسیدم خونم نیلا: الان با چی برمیگردی؟ حامی: اسنپ یا هرچی نیلا: مرسی بابت امروز حامی: ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
بریم برا پارت‌ت‌ت
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 حامی: میشه انقدر این کلمه رو نگی؟ نیلا: چه کلمه ایی؟ حامی: مرسی یا ممنون نیلا: چرا؟! حامی: شندینش از زبون تو برام عادی نیست نیلا: خوب.. عادی میشه ماشین رو پارک کرد سوویچ رو بهم داد حامی: فکر نمیکنمم درو باز کردم رفتم تو نیلا: خب خدافظ سری تکون داد حامی: خداحافظ درو بستم رفتم تو کمی بعد> لباسمو عوض کردمو صورتمو شستم نشستم روی مبل زنگ زدم شروین +سلامم _سلام، کجایی؟ +دارم میام _اوکی درو باز میزارم شاید خوابم بردد +باشه باشه قطع کردمو روی تخت افتادم که سرم درد گرفت دست کشیدم پشت سرم دیدم اومده بالا رفتم از یخچال کمپرس یخ برداشتم و گذاشتم دوباره رفتم توی اتاق که صدای باز شدن در اومد حتما شروینه شروین: نیلا؟ نیلا: بیدارم‌م‌م اومد دم در اتاق شروین: چطوری؟ نیلا: خوب‌ب‌ب شروین: ببخشید نتونستم بیام نیلا: توهم دعوت بودی؟ شروین: عاره دیگه نیلا: آهاا شروین: یخ برا چیته؟ نیلا: سرم خورد به جایی یکم اومده بالا گذاشتم بهتر شه شروین: نیلا فکر میکنی خرم؟ اریا که نبوده؟! نیلا: نه! ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
عالی بود خیلی وقته پارت ندادیییییی 𖧧 (این برا دیروزه) ببخشید گفتم که انتن نداشتم
ببخشید چند وقته نتونستم رمانت رو بخونم ولی دیروز خوندم عالی بود دمت گرم 🤍✨️ 𖧧 قربونت‌‌ت‌ت🎀