<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
عالی بود خیلی وقته پارت ندادیییییی
𖧧
(این برا دیروزه)
ببخشید گفتم که انتن نداشتم
ببخشید چند وقته نتونستم رمانت رو بخونم ولی دیروز خوندم عالی بود دمت گرم 🤍✨️
𖧧
قربونتتت🎀
سلاملکم
اول که ببخشید اگه دیره ولی کلا برق نداشتم و گوشیمم شارژ نداشت😭😂
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт51💙
شروین:
من که بلاخره میفهمم
نیلا:
از منبع خبری حامی؟😂
شروین:
جوابمو نمیدیی نه؟
نیلا:
برو بابا خوابم میاد عههه هی سوال میپرسه
از اتاق رفت بیرون
پتو رو کشیدم روی سرم کم کم چشمام گرم شدو خوابم برد
فردا>
شروین:
نیلا بیدار نمیشد منم گفتم بزارم بخوابه
ساعت پنج عصر بود
شاید کاری داشته باشه..
رفتم توی اتاقش صداش کنم که گوشیش زنگ خورد حامی بود برداشتم
+الو؟
-سلام
+شروین؟!
-اره خودشم
+این گوشیه نیلا نیست؟!
-چرا اومدم پیشش.
+خب کجاست قرار بود بیاد اینجا
-خوابه هنوز بیدار نشده
+تا الان؟!خوبه؟
-چطور؟خوابه دیگه
+هیچی همینطوری
-دیشب چیزی شده بود؟نیلا بهم نمیگه
+از خودش بپرس خب مگه خبر چینمم
-خواهرمه ها
عالی، لو دادم
-مثل خواهرمه
درستش کردم
+خیلی خب هرچیت هستت،صداش کردی اصلا؟
-باشه باشه الان بیدارش میکنم تو برو خدافض
+خدافض
شروین:
نیلااا بلند شو دیگه
نیلا:
ساعت چنده؟
شروین :
پنج عصر
یهو بلند شد
نیلا:
جدی؟
شروین:
بله جدی
نیلا :
عو
شروین:
هیچوقت انقدر نمیخوابیدی دیگه
نیلا:
چمیدونم دیگه خوابیدم
گوشیم زنگ نخورد؟
شروین :
چرا حامی بود
نیلا:
خب؟
شروین:
گفت قرار بود بیای
نیلا :
وایی خواب موندم
بلند شد
شروین:
طوری نیست خب خسته بودی .
نیلا:
چرا، خیلی خوابیدم
شروین:
نیلا..
نیلا:
جونم؟
شروین:
ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
وای عالی بود ای کاش یکی دیگه هم پارت میدادی
𖧧
اقا طولانی بود دیگههه🙄😭
پارت نیومده واسه من😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
𖧧
عهه وا چرااا؟
اگه نیومد پیویم پیام بده برات میفرستم🦦