eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
165 دنبال‌کننده
48 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
پرفکت😘😘😘😘😘😘 𖧧 بوث
وای یعنی فقط منم که هی ذوق میکنم و رمانتیک رو باعشق میخونم خیلی دوست دارم یک پارت دیگه هم بدی 😅😘😍😍😍😍😍😍😍😍 𖧧 قربوننت امشب فکر نکنم بتونم پارت بدم باز🙏🏻💞
میدونی چی فکر میکردم فکر میکردم که بعد اگر نیلا نره خارج میره خونه حامیم😂😂😂😂 مغزم چه فکرایی میکنه 𖧧 ایده ی خوبیه🤣 ولی یه جور دیگه پیش میره🤡💕
یعنی برگه ها راجب چی هست 𖧧 🤷🏻‍♀
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 چندساعت بعد> داشتم برگه هارو میدیم ولی سر درنمیوردم.. گوشیمو روشن کردم و به حامی پیام دادم + تو عکسی که فرستاده نوشته هاش میگه محمدی میتونه منو برکنار کنه و خودش مدیر برنامه باشه ولی فکر نکنم منظورش این بوده باشه چون واضح گفت که دیگه قرار نیست با ما کار کنه. _خب پس برای چی فرستاده؟ +چمیدونم شاید میخواد بگه که من میتونم از کار بیکارت کنم ولی اینجوری هام نیست _پس چیز خاصی نیست؟ +نه ولی باید تموم قراردادهاتو لغو کنی که دیگه کلا به تو ربطی نداشته باشه _اوکیه اونارو با ارش حل میکنیم گوشی رو خاموش کردم شروین: من میرم بیرون دور بزنم میای؟ نیلا: آره الان کارامو میکنم شروین: تعارف زدم هااا نیلا: باشه نمیام شروین: شوخی کردم بلندشوو نیلا: نوچ‌چ شروین: عههه ببخشید دیگه نیلا: حالا شد🤣 لباسامو عوض کردم یه کمم ارایش کردمو رفتم توی ماشین کمی بعد> همینطور دور میزدیم و اهنگ گوش میدادم که ماشین وایساد نیلا: چیشد؟ شروین: برم یه چیزی بگیرم بخوریم نیلا: من سیرم شروین: من نیستم الان میام نیلا: باشه😂 توی گوشی میچرخیدم که یه عکس دوباره از همون شماره برام اومد باز کردم دیدم از همین اطرافه، از همین ماشین دست خودم نبود قلبم شروع کرد تند زدن الان دارن منو دنبال میکنن؟ از ماشین پیاده شدم دورو برو گشتم کسی یا چیزی نبود احساس کردم یکی پشتمه روبمو اونور کردم.. ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 شروین بود، نفس راحتی کشیدم شروین: چیه؟! نیلا: ه‌هیچی، بریم؟ شروین: نخیرم باید بگی چرا اومدی پایین به ماشین تکیه داد منم عکسو نشونش دادم خواستم خودمم دوباره ببینم که شارژ گوشیم تموم شد نیلا: حالا بریم ـ..؟ شروین: یعنی چی؟ برای چی دنبالتن؟ نیلا: چمیدونم! رفتم توی ماشین شروینم اومد نشست دیگه حرفی نزدیم تا رسیدم خونه رفتم تو شروین: مگه چیگفتم حالاا.. نگرانت بودم خب نیلا: چیزی نگفتیــ دیدم صدای در میاد البته کوبیدن در شروین: وایسا من باز میکنم نیلا: کی گوش دادم به حرف تو؟ دنبالش رفتم، پشتش بودم درو باز کرد حامی بود شروین: چرا اینجوری در میزنی‌ــ حامی: نیلا کو؟!! رفتم جلو نیلا: چیشده؟! اومد جلو شونمو گرفت ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🌊> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت