𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار💙𖧧 #parт23 رهام: من میرم ارش: کجا؟ تازه شام سفارش دادیمـ رهام:
خودم این پارتو خیلی دوسمیدارم💔🙏🏻ــ
خیلی کنجکاوم ببینم چی میشه لطفا زود تر پارت بده
𖧧
ناشناسو شلوغ کنین امشب باز پارت میدم🤡💞
سلام عزیزم من امروز عضو چنلت شدم و کل رمانت رو تا اینجا خوندم
𖧧
ذوگگگگ 💘
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار💙𖧧
#parт24
هیچی نمیگفت فقط نگاه میکرد خواستم برم تو اتاق که محکم بازوم رو گرفت
رهام:
نیلا..
نیلا:
دستمو ول کن
ول نکرد
نیلا:
بگو کارتو
ول کرد رفت
انقدر دستمو فشار داد که فکر کنم کبود شده باشه
چرا اینطوری میکنه
دستمو مالیدمو رفتم توی اتاق و کم کم خوابم برد
یک روز بعد>
تقریبا عصر بود بچه ها تمرین بودن فقط من موندم ویلا
لباسامو عوض کردم و زدم بیرون
دوباره پیاده کل راهو رفتم رسیدم به دریا نشسم روی یدونه از آلاچیق ها
یک ساعت بعد>
گوشیم زنگ خورد هستی بود
+الوو؟
_سلااام تمرین چطور بود؟
+خوب بودد کجایی؟ توی ویلا نیستی؟
_حوصلم سر رفت اومدم ساحل
+اها.. آرش باهات کار داشت اگه میتونی بیا
_اوکی میایم یکم دیگه
گوشی رو قطع کردم راه افتادم سمت ویلا
کمی بعد*
رسیدم به ویلا ارش تو حیاط بود
نیلا:
سلامم
ارش:
سلام.. ببخشید برای دیروز
نیلا:
نهــ توهم ببخش یکم اعصابم خورد بود
ارش:
خوبب میخواستم بگم یکم توی مدریت مالی به مشکل خوردیم دیگه خودت میدونی یه جوری حلش کن فایل هارو میفرستم برات
نیلا:
اوکیه چیز دیگه ای نیست؟
ارش:
نه مرسی
رفتم بالا لپتاپم رو در اوردم مشغول کار شدم
چند ساعت بعد>
بلاخره تموم شد بلند شدم یه کش و قوسی به خودم دادم که یکی در زد
نیلا:
بله؟
هستی:
منمم
هستی بود
نیلا:
بیا تو
هستی:
بچها دارن میرن بگردن توهم میای؟ اگه میای..
نیلا:
اوکیه بریم
سری تکون دادو درو بست رفتم یه دوش گرفتم لباسامو عوض کردمو رفتم پایین
هستی:
چه خوشگل شدییی
نیلا:
توهم همین طوررر
حامی هم اومد پایین
حامی:
عقق چه لوس
نیلا:
ولش کن بیا بریم
رفتیم بیرون سوار ماشین شدیمو راه افتادیم
یه شهر بازیه بزرگ بود
بیلیط هارو گرفتن و رفتیم سوار ترن هوایی شدیم
بعد از ترن*
نیلا:
خب گشنتون نیست؟
یکی که نمیشناسمش حرفمو تایید کرد ـ
بعد هم یکی دیگه
حامی:
به حساب تو میریم رستوران
نیلا:
به من چهه
دیگه چیزی نگفت
نیلا:
هستی میشه بقیه رو معرفی کنیی
هستی:
آرههه
اومد کنارم ما پشت بقیه بودیم
هستی:
این که علیه....
(بقیه رو هم گفت)
رسیدیم به یه رستوران سفارش هارو دادیم و نشستیم
شروین پیامم داد
+چطوری؟
_خوبمم تو چطوری؟
+منم خوبم خبری که نیست؟
_نوچچ
دیگه پیامی نداد منم گوشی رو خاموش کردم
ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🦢>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
میشه روزی یه پارت بدی؟
𖧧
من که دارم هروز پارت میدممم 😭😂
(این جا موندد)