eitaa logo
𝗡o𝘃e𝗹.𝗨𝗻r𝗽𝗲𝗮t𝗮𝗱𝗹e.m𝗼𝗺e𝗻𝘁𝘀
163 دنبال‌کننده
43 عکس
9 ویدیو
0 فایل
𝙉𝙤v͎𝘦𝘭.𝙐𝘯𝘳𝘦𝙥𝙚𝘢𝘵𝘢𝘣𝘭𝘦.𝘮𝘰𝘮𝘦𝘯𝘵𝘴💙𖧧 رمآن‌لحظات‌بی‌تکرار🌬️. لحظاتی‌که‌هیچوقت‌قرار‌نیست‌تکرار‌بشه "عضو جمعیت نویسندگان"📖 𝘒𝘰𝘥:📝𝟬𝟮𝟵" 𝘮𝘪: @Pv_yasil>
مشاهده در ایتا
دانلود
لطفا زود تر پارت بعد رو بزار جای حساس ماجرا بود 🙂 𖧧 میدونممم 🤡
واییی خیلی رمانت قشنگه میتونم بگم یکی از خاص ترین و ناناصصص ترین رمان هایی هستش که خوندم🤍✨️ 𖧧 اونقدرام نه ولیییی مرررسییی😭🎀
ببخشیددد نتونستم پارت بدمم شبتون‌آروم‌م💕:)
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار💙𖧧 نیلا: چ چیکار میکنی؟ اریا: نمیخواستم بهت اسیب برسونم. انتخاب خودت بود! جیغی کشیدمو از جام بلند شدم همه ی تاریکی ها رفت خواب بودم، همش خواب بود نفس نفس میزدم شروین اومد توی اتاق شروین: نیلا؟؟ نیلا: (گریه ) شروین: خواب دیدی؟ نیلا: آره.. آره خ خواب بود لیوان اب داد دستم بعدم بغلم کرد شروین: من هستم خوب؟ نیلا: ولی.. توهم قراره بریـــ کسی رو ندارم جز تو.. میخوای باز بری از ایران آره؟بازم تنها میشم..(گریه ) شروین: من الان اینجام خوب؟ نمیزارم تو این حال تنها بمونی که! هستم من حالا حالاها نیلا: ج جدی؟ سری تکون داد تو بغلش دوباره چشمام سنگین شدو خوابم برد دوروز بعد> گچ دستمو باز کردمو با مانیا برگشتم خونه همه چیزو براش تعریف کردم هنوز خبری از رهام نبود ولی سالم بود. به حامی خبر داده بود باهاش حرف نزده بودم ولی با هستی در ارتباط بودم این هفته تولدش بود قرار بود مهمونی بگیرهــه و با ارش برای کار ها پسفردا دوباره کنسرت داشتن نوتیف اومد روی گوشیم ارش بود +نیلا گیتاریست اوکی کردی؟ _اها خوب شد یادم اوردی خبرت میدم نیلا: مانیا مانیا: جونم نیلا: یه پیشنهاد برات دارممم مانیا: عو، خب نیلا: میخوای گیتاریست بند حامی شی؟ تو که کارت حرف نداره الانم ما گیتاریست کم داریم هم منو راحت میکنی برای اینکه دنبال گیتاریست نگردم هم خودت میای تو بندو یه کاری پیدا میکنی. اوکیه؟ مانیا: نمیدونمم نیلا: عههه نیلا: باشه ولی بخاط توو نیلا: مرسی قربونتبشم، کاراش رو اوکی میکنم بریم تمرین کنی پسفردا کنسرته مانیا: شوخی میکنی دیگه؟! تویه دوروزز؟ نیلا: عـــــاره مانیا: خیل خب، میتونیم یه کاری کنیم نیلا: بگوو مانیا: فردا هم تو برو از قبل امادگی داشتی ولی من نمیتونم تو دوروز روززز نیلا: ولی‌ــ مانیا: نمیتونمم نیلا: باشه قبول، بزار بگم به ارش ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🎀> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت
قلمت 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐 𖧧 ذوقققق💞😭
پارت بده تلوخودااا🥺🤍 𖧧 ببخشید نبودمممم الان میدم‌م
𝙉𝙤v‌𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧 💙 پیامش دادم که خودم هستم برای فردا اونم قبول کرد، قرار شد برم سالن برای تمرین کمی بعد> رسیدم سالن از ماشین پیاده شدمو رفتم تو داشتن تمرین میکردن سلامعلیک کردمو نشستم پیششون حامی هنوز نیومده بود هستی کنارم بود نیلا: چطوریی؟ هستی: خوبب تو چطوری؟ نیلا: منم خوبمم، حامی کو؟ هستی: اینجاها بود الان میاد یکم گذشت که اومدم سری برام تکون داد منم جوابشو دادم هستی: درست دیدممم؟ ارش: اره منم دیدمش نیلا: چتونههه؟ ارش: هیچی هیچی شروع به تمرین کردی چندساعت بعد کارمون تموم شده داشتن حمع و جور میکردن که بریم گیتارمو برداشتمورفتم پیش هستی نیلا: فردا مهمونیتهه؟ هستی: بلهههه نیلا: خب من لباس ندارم‌م‌م هستی: شرط میبندم کمدت پرلباسه، راستی خپاستم لگم مانیا هم باید بیاد ها نیلا: بهشم میگمم،میخوای جایی بری؟ هستی: نه میای بریم بیرون؟ به مانیاهم بگم اشناشین باهم هستی: اره چرا که نهه زنگ زدم مانیا بهش گفتم اماده باشه میریم دنبالش باهستی از سالن رفتیم بیرون و سوار ماشین شدیم کمی بعد> ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت ‌تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻‍♀🎀> اگــه‌نظــری‌داشــتــین‌میشـنوم𖧧: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنوده‌ی‌حرفای‌قشنگت