<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت
خیلی رومانت قشنگه 🥹
𖧧
قربونت برم ولی خب لف دادن و کویر بودن ناشناس ها اینو نمیگه هاا🤷🏻♀
نهههه تو به بقیه توجه نکننننن رمانت خیلی قشنگههههه
𖧧
بقیهههه؟ کسی نیستت
ولی مرسی
ببخشید این دوروز پارت ندادم پارتای ذخیره تموم شده بود دارم مینویسم فردا جبران میکنم💙✨
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт60💙
پشت چراغ قرمز بودم که ماشین حامی رو پشتم دیدم
زنگش زدم
+چرا داری دنبالم میای؟
-چیزی میشه؟
+نه ولیــــ
-چراغ سبز شدد
قطع کرد
کمی بعد>
رسیدم خونه ماشینو پارک کردم حامی هم پشت سرم بود ولی پیاده نشد بوق زدو راه خودشو رفت
در خونه رو باز کردمو رفتم تو
شروین روی مبل نشسته بود
شروین:
سلام
نیلا:
سلااــ
شروین:
کجا بودی؟!
نیلا:
گفتم که ..
شروین:
چیشد که از یه قرار کاری رفتی سر قرار با حامی؟
نیلا :
مشکلش چیه؟
شروین :
هیچی فقط سر در نمیارم
نیلا:
(توضیح میده)
همشو گفتم جز اونجایی که تهدید کرد
شروین:
خب الان قراره چیکار کنه؟
نیلا:
نمیدونم ولی قرار نیست برگرده،تو کِی میری؟
شروین:
پسفردا
نیلا:
اها. . .
شروین:
باز میام. .
سری تکون دادمو رفتم توی اتاقم لباسامو عوض کردمو برگشتم
ادآمه پارت بعدی..
𝙉𝙤v𝘦𝘭لحــظــه هــآی بــی تــکـــرار𖧧
#parт61💙
رفتم مواد کیک شکلاتی اوردم و مشغول درست کردنش شدم
شروین:
باز داری کیک درست میکنی؟
نیلا:
این یکی خوب میشه و به تو نمیدمش
شروین:
باشه ترجیح میدم نخورم
نیلا:
عوضیی😂
چندساعت بعد>
کیکو از توی فر دراوردم
بوش توی خونه بخش شد
ایندفعه خدایی خوب شده بود
نیلا:
به به بیا ببین چیشددد
گذاشتم خنک شه که برشش بدم
شروین اومد
شروین:
از ظاهرش قضاوت نمیکنممم
نیلا:
اها یعنی میخوای بخوری؟عمرااا
شروین:
یه کوچولو برای این که مطمئن شم گند نزدی
نیلا:
نوچ نوچ
شروین :
باشه اصلا نخواستم
نیلا:
حالا قهر نکننن
روی گوشیم نوتیف پیام اومد صفحه رو باز کردم که بخونم
عکس یه مشت برگه بود از همون شماره
نگاهی به برگه ها کردم مربوط به قرار داد بود
شروین بالاسرم بود ولی نفهمیدم کی اومد
شروین:
چیشده؟!
نیلا:
فکرکنم مربوط به محمدی باشه
شروین:
همون تهیه کننده عه؟
نیلا:
اره
شروین:
اها
گوشی رو گذاشتم کنارو کیک رو برش دادم
رفتم دستامو بشورم که شروین یه تیکشو برداشت
نیلا:
عههه
یه گاز ازش زد
شروین:
نه خوب شده واقعااا
نیلا:
قرار بود نخوریییی
شروین:
چیزیه که شده
باز گوشیم زنگ خورد حامی بود
نیلا:
بلهههه؟
حامی:
سلام، برا توهم عکس فرستاده؟
نیلا:
همون برگه ها؟ اره باید اول ببینم چیه بهت خبر میدم
حامی:
باشه باشه
قطع کردم
ادآمه پارت بعدی..
<پــــــآرت تــقـدیم نــگاه زیــبـاتون💆🏻♀🌊>
اگــهنظــریداشــتــینمیشـنوم𖧧:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dggx2v0&btn=شنودهیحرفایقشنگت