اگر زنده ماندم؛ برایت تعریف خواهم کرد که این روز ها چقدر سخت و دیر و با دوری ات گذشت.
یاد نگرفته بود وقتی دلش میگیرد، حرف بزند؛
پس عادت کرده بود
در گوشهای ساکت بماند
و اندوهش را
مثل رازی قدیمی
در خودش پنهان کند..
ولی جدی نمیشه برگردی؟ من حوصله کسی جز تو رو ندارم
به قول سعدی که میگه:
بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو