صدای ناقوس کلیسا از اون سوی شهر بلند شد؛ سنگین و گرفته توی فضای دمکردهی بعدازظهر.پسر ناخودآگاه سرش رو بالا آورد و نیشخندش پهنتر شد.بازار ظهرها مثل همیشه شلوغ و بینظم بود؛ و در واقع یعنی خزانههای متحرک بیشتری برای حالیکردن و زدن وجود داشت.دقیقاً همون چیزی که یه جیببر کاربلد نیاز داشت.
آروم دستش رو بین جیب گشاد و کهنهی کت پیرمردی سر داد و کیسهای رو که با گرهای ظریف بسته شده بود، بیرون کشید.
کیسه رو توی جیب خودش چپوند و خیلی خونسرد، زیر لب گفت:
«ممنون قربان.»
پیرمرد نشنید و بیخبر از دارایی بربادرفتهاش، به راهش ادامه داد.
پسر اما همانجا ایستاد و نگاهی به کیسه انداخت. گوشهی لبش دوباره بالا رفت.
«خب... ببینیم امروز چقدر سخاوتمند بودی.»
کیسه رو روی دستش خالی کرد.
برخورد فلز با پوست دستش خوشایند بود... دقیقاً پنج سکهی طلا کف دستش خودنمایی میکردند.
نیشخندش، درست همونطور که انتظار میرفت، پهنتر شد.
«اوه... پیرمرد دستودلبازی بوده.»
هنوز لذت کشف گنج کوچیکش از سرش نپریده بود که صدای چکمهی نگهبانهای سرگردان، ریتم شهر رو به هم زد.
«اونجاست! بگیرینش!»
پسر اخمی کرد.
«لعنت!-مرغ صفتای لوس-»
سکهها رو با بیرحمی چپوند توی جیبش و بدون اینکه حتی زحمت نگاه کردن پشت سرش رو به خودش بده، دوید سمت دیوار آجری.
دستش رو به اولین برآمدگی سست بند کرد، پایش رو روی لبهی سنگ گذاشت و با یه حرکت کشسان، خودش رو بالا کشید.
«ای بابا... واقعاً نمیتونین بذارین یه آدم فقیر، اونم به این جذابی و خفنی، ناهارش رو با آرامش تأمین کنه؟!»
یکی از نگهبانها فریاد زد:
«وایسا، دزد!»
پسر در حالی که خودش رو بالا میکشید، پوکر شد و با نگاهی از بالا به پایین برگشت سمتشون.
«اگه وایسم که دیگه دزد نیستم، احمق!»
خودش رو از لبهی دیوار بالا کشید و همونجا، بالای دیوار، برای چند لحظه ایستاد.
نگاهی به نگهبانهایی انداخت که پایین، مثل چند مرغ سرکنده بی پر و کچل، دور خودشون میچرخیدند.
نیشخندی زد.
بعد، با یک تعظیم مجلل اما کاملاً بههمریخته، کلاه خیالیاش رو کنار زد.
«روز خوبی داشته باشین، اقایون!»
و قبل از اینکه نگهبانها حتی فرصت جواب دادن پیدا کنن، آنطرف دیوار، توی کوچههای تاریک و باریک پشت بازار ناپدید شد.
Vaelora
صدای ناقوس کلیسا از اون سوی شهر بلند شد؛ سنگین و گرفته توی فضای دمکردهی بعدازظهر.پسر ناخودآگاه سرش
شاید باورتون نشه ولی این بچه هنوز اسم ندار-
https://eitaa.com/Vaelora/26
خیلی خوب بود
خیلی
خیلی
خیلی
نیپصحپقمقپمقپیمیپمقپیمپیمیپمیپین
#Alex
✩°˖ ⋆。˚
نااانژمکایااککغغحعبکتکزتکرربککرککرککعبعحبککبکککلعحبککعلککعلتتل😭😭😭✨
https://eitaa.com/Vaelora/30
میتونه اصلا نداشته باش-
میتونه فقط دلقک باش-
(زر میزنم بگرد اسم خوشگل پیدا کن برا بچم کراش زدم روش جذاب لعنتی)
#Alex
✩°˖ ⋆。˚
ایده خوبی-
🤣✨
ایجان چشم-🌝