امروزم با هیچ کاری نکردن گذشت. یکم برم به نالههای درسهای بدبخت جواب بدم. وگرنه هفته بعد این موقع دارم از شدت درس گریه میکنم
یه چالشی تو اینستا دیده بودم که امروز با محدثه ، اجراش کردیم. اینکه شما دوتایی میرید بیرون و قدم میزنید و حرف میزنید و باهم وقت میگذرونید و از قبلش هر کدوم به طرف مقابل یه رنگ رو میگه ، و هرکس رنگی که بهش گفته شده رو در طول مسیر ، هرچیزی که ب اون رنگ میبینه رو باید ازش عکس بگیره.
هم باعث میشه کلی بخندید و کلی عکسای قشنگ بگیرید ، هم اینکه به پیرامونتون ، توجه بیشتری میکنید.
مثلا این مسیر رو با محدثه چندییین بار باهم رفته بودیم ؛ ولی خیلی چیزا رو تازه میدیدیم.
ولان!
ای پروردگار جانها… من شکرگزارم نه برای آنچه دارم، بلکه برای آنچه در من میرویانی. شکر میکنم برای ه
سپاس ای دوستِ بیهمتا،
که هر لحظه با نوری تازه پرده از دلم کنار میزنی.
شکر که در میان تاریکیها، جرقه امید میافروزی
و مرا از خود به خودت میکشانی.
شکر برای عشقی که بیانتهاست
و برای حضوری که هیچگاه غایب نمیشود. 🌹🔥
روز نوزدهم شکرگزاری