ولان!
🪄🎊
رمان ایتان فروم رو تموم کردم. این کتاب جزوِ ۲۴جلدِ عاشقانههایِ کلاسیکِ نشر افقه. تا چند دقیقه پیش که به چند صفحه آخر نرسیده بودم ، تو ذهنم بهش پنج از ده دادم و تصمیم داشتم بیام تو کانال کلی به نویسندهش فحش بدم. ولی با خوندن چند صفحه آخر و تموم کردنش ، الان بهش هشت از ده میدم. واقعا صفحات آخر ، روال داستان رو از بعد دیگهای روایت کرد؛ و بهم یاد داد که باید صبر داشت و گذاشت که همه چی به آخرش برسه و بعد براش نقد و انتقاد بچینیم. شاید خیلی چیزا با آخرشون تعریف میشن.
داستان خاص یا متفاوتی نداشت ، ولی برای افراد کلاسیکپسند ، میشه پیشنهاد داد. ولی قطعا به جذابیت و هیجان رمانهای کلاسیک دیگهای که تا الان خوندم نمیرسه.
در کل میشه گفت که باهاش همچین هم وقتمو بد نگذروندم و لااقل تو سه ساعت تنهایی و بیکاریم تو راه آهن ، رفیق خوبی بود برام.
#کتاب
امروز بعد چندماه به باشگاه و شیهان سر زدم ؛ و فهمیدم که واقعا چقدر چقدر و چقدر دلم برا کاراته تنگ شده. تمام روحم برای کنار گذاشتنِ مجبوری کاراته ، داره گریه میکنه.
تو سکوتِ شب و غرق در انواع افکار و خیالات ، خودمو با قایقِ این صداهایِ روح نواز ، مشغول میکنم.