eitaa logo
ولان!
101 دنبال‌کننده
266 عکس
23 ویدیو
0 فایل
فعلا نمیدونم باید چی بنویسم 😔✨
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد نیم ساعت تاخیر دیدیم عه یه استاد جدید وارد کلاس شد و بله دیگه اون استاده نمیاد و امروز از اول شروع کردیم ب خوندن فیزیک 🙂😂
هدایت شده از نخل و نارنج ؛
دارم در فشار دلتنگی عین کاغذ مچاله می‌شم.
ولان!
دلم میخواد گریه کنم ولی نه وقتشو دارم نه حوصلشو.
رفتم حمام آهنگ غمگین گذاشتم و تا هرجا که گریه داشتم ، گریه کردم و خالی شدم ، یه حمام داااغ کردم ، روتین بعد حمام رو انجام دادم به پوستم رسیدم موهامو سشوار زدم و خیلی عالی داشتم دراز می‌کشیدم که دندونم شروع کرد به درد کردن
الان وقتش نبود دندون عزیزم.
از برای آزمایشگاه گیاه‌شناسی امروز 🔬
اینکه بعد این همه بدو بدو و سرکلاس بودن و خستگی ، شاممون خوشمزس ، باعث میشه جون بگیرم.
خداروشکر بین کلاسا ، گزارش‌کار آزمایشگاه شیمی فردارو نوشتم ، و بعد از هشت ساعت و نیم تو دانشگاه بودن ، فقط خوردن و فیلم دیدن و خواااابیدن.
ساعت اول باید بیایم غر زدن‌های این خانمو بشنویم. بابا باشه ما و کشورمون و همه چی کلا بدبختیم باشهههه ولمون کن اه.
دلم یدفعه بی‌دلیل هوسِ بستنی قیفی‌های کنار حرم رو کرد و در حالی که داشتم تو ذهنم بستنی رو تجسم میکردم یادم افتاد که پارسال این موقع‌ها بود که مامان بابا رفته بودن کربلا و با ریحانه و فاطمه‌زهرا باهم رفته بودیم حرم و تو اوج سرمای شب داشتیم کنار حرم بستنی می‌خوردیم.