ساعت اول باید بیایم غر زدنهای این خانمو بشنویم. بابا باشه ما و کشورمون و همه چی کلا بدبختیم باشهههه ولمون کن اه.
دلم یدفعه بیدلیل هوسِ بستنی قیفیهای کنار حرم رو کرد و در حالی که داشتم تو ذهنم بستنی رو تجسم میکردم یادم افتاد که پارسال این موقعها بود که مامان بابا رفته بودن کربلا و با ریحانه و فاطمهزهرا باهم رفته بودیم حرم و تو اوج سرمای شب داشتیم کنار حرم بستنی میخوردیم.
+ یجوریام
- چجوری؟
+ به قول ترکا ، داریخیام
- آهان دلت برای خانوادت و خونتون تنگ شده ؟
- نه یه حس عجیبه نمیدونم چطوری بگم ؛ انگار یه چیزیمو گم کردم..
+....