صحیفه سراسر افتخار سر لشکر پاسدار حاج احمدجعفری سرتمی
_____________________________
از تولد در طلیعه نهضت امام در سال ۱۳۴۲تا زمان شهادت در دهم اسفندماه ماه سال ۱۴۰۴
_____________________________
۱_تولد دوران کودکی و مدرسه :
از بهار ۱۳۴۲ تا بهمن خونین ۱۳۵۷تنها ۱۵ سال فاصله بود بلوغ جسمی گهواره نشینان حضرت روح الله ره با نبوغ سیاسی و انقلابی آنان درهم آمیخت وهمانطور که امام عارفان پیش بینی فرموده بودند گهواره نشینان دهه ۴۰ سربازان ویاوران نهضت روح الله را شکل دادند .
حاج احمد جعفری سرتمی از خیل عظیم همان نسل واز تبار یاران حقیقی نهضت امام ره بود . تولد حاج احمد در یک مقطع حساس تاریخی یعنی چند روز مانده به طلیعه نهضت امام در نیمه خرداد ۱۳۴۲ اتفاق افتاد . در همان که شهر خون وقیام شهر قم همیشه قائم در تب وتاب قیام تاریخی ۱۵ خرداد بود در نهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۲ روستای ییلاقی سرتم از توابع مشهد مرغاب(قادرآباد)شاهدطلوع ستاره ای درآسمان زندگی مشهدی جعفر جعفری بود .خانواده ای اصیل و مذهبی با ۹ فرزند که با محوریت پدر همه اعضای خانواده در هر سنی درامر کشاورزی و دامداری همراه وهمگام با پدر فعال بودند .احمد دوران دبستان را درهمین روستا درمدرسه عشایری (چادر)شروع کرد . با اصرار و توصیه والدین عزمی راسخ درفراگیری درس ومشق پیدا کرد به نحوی که درپایان مقطع ابتدایی به دیگر دانش آموزان که بضاعت علمی حداقلی برخوردار بودند درس ریاضی را تدریس می کرد .
https://eitaa.com/haj_ahmadj
هدیه به روح ۱۵۰۰۰ شهید ولایت مدار استان فارس ذکر صلوات برمحمد وآل محمد
https://eitaa.com/haj_ahmadj
سردار سرلشکر پاسدار شهید حاج احمد جعفری سرتمی🇮🇷
___________________________
رئیس اداره جنگال و سایبری ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران
مشاور سپهد شهید محمد باقری
مشاور سپهبد شهید عبدالرحیم موسوی
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
ایشان از شهدای سرافراز استان فارس و از همرزمان سرداران شهیدمحمد باقری ،عبدالرحیم موسوی ، غلامعلی رشید ،حسین سلامی ،عزیز نصیرزاده، مهدی ربانی ، غلامرضا محرابی ، محمد پاکپور ، نورعلی شوشتری ، محمد جعفر اسدی ، کاظمی و تنگسیری ، مجید خادمی و ... و مشاور سپهبد شهید باقری و سپهبد شهید موسوی که در جنگ آمریکایی_صهیونی در لیست ترور رژیم منحوس صهیونیستی بودند ، سردار سرلشکر شهیدحاج احمد جعفری در زمره یکی از زبده ترین و تاثیرگذارترین فرماندهان سپاه بود که در دو سال اخیر در فهرست ترور رژیم صهیونیستی قرار داشت.
بدنبال شهادت سپهبد سید عبدالرحیم موسوی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در روز شنبه ۹ اسفندماه، سردار شهید حاج احمد جعفری در معیت تیم عملیاتی تحت امر به مکانی به ظاهر امن در خیابان مجیدیه شمالی منتقل شدند که روز یکشنبه دهم اسفندماه آن ساختمان مورد اصابت موشک دشمن صهیونی- آمریکایی قرار گرفته و با همرزمان خود به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
پس از سه روز آوار برداری، پیکر مطهر واربا اربای آن سردار عاشورایی از زیر آوار بیرون آورده شد.پیکر مطهر سردار شهید جعفری بدلیل سالها اقامت خانواده در تهران تشییع و در قطعه فرماندهان شهید" ۲۴ فرماندهان بهشت زهرا"س" در جوار مرقد همرزم دیرینه اش سردار مهدی ربانی معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به خاک سپرده شد.
_____________________________
با ما همراه باشید در نشر آثار شهدا
https://eitaa.com/haj_ahmadj
هدایت شده از سرلشکر پاسدار شهید حاج احمدجعفری
هدایت شده از سرلشکر پاسدار شهید حاج احمدجعفری
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مراسم بزرگداشت سردار سرلشکرپاسدار شهید حاج احمدجعفری سرتمی
https://eitaa.com/haj_ahmadj
طراحی شده در اداره کل حفظ آثار دفاع ونشر ارزش های مقدس استان فارس
https://eitaa.com/haj_ahmadj
صحیفه سراسر افتخار سر لشکر پاسدار حاج احمدجعفری سرتمی
__________________________
۲_مهاجرت به مشهد مرغاب
هجرت خانواده حاج احمد درمیانه دهه پنجاه به مشهد مرغاب و قادرآباد علی الظاهر دودلیل داشت که امکان ادامه تحصیل فرزندان وهمچنین اشتغال پدر و دیگر فرزندان ذکور خانواده در کارخانه یک ویک و شرکت زراعی یگان دشت را تسهیل می کرد .
این مهاجرت نقطه عطفی در زندگی حاج احمد بود،سکونت درمجاورت مسجد محله دشت مرغاب ، روح لطیف احمد نوجوان را با دنیای دین و معنویت پیوند داد. حضور در نماز جماعت مسجد درکنار آشنایی ومراوده با امام جماعت مسجد آسید ابوالفضل طباطبایی و تلمذ درمحضر این سید نورانی روح عطشناک احمد را جلا داد وسیراب کرد.
فراگرفتن احکام شریعت و یادگیری واجبات دینی درکنار آشنایی با معارف اسلام واهل بیت عصمت وطهارت از دستاوردهای مهم هجرت خانواده احمد به شمار می رفت .زیرا که بستر گرایش به جریانات انقلابی چنانچه اشاره خواهیم کرد دروجوداحمد فراهم نمود
☫ موسسه فرهنگی راویان نور-شیراز
https://eitaa.com/haj_ahmadj
هدایت شده از سرلشکر پاسدار شهید حاج احمدجعفری
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گوشه ای از تشییع سردار سرلشکر پاسدار حاج احمد جعفری درمیدان المپیک تهران
https://eitaa.com/haj_ahmadj
هدایت شده از سرلشکر پاسدار شهید حاج احمدجعفری
نصب بنر دربلوار شهید فهیمی
https://eitaa.com/haj_ahmadj
سال ۶۲ بود. من عضو کمیته انقلاب اسلامی قادرآباد بودم. آن روز برای مأموریتی به مرودشت رفتم. کارم که تمام شد از خیابان اصلی شهر به سمت قادرآباد حرکت کردم. از مقابل فرمانداری مرودشت که عبور می کردم، دیدم یک پیکان بار به صورت عجیبی وسط حیاط فرمانداری رها شده است. ماشین در چشمم آشنا بود، شماره پلاکش را خواندم، دیدم ماشین مهدی است.
ماشین پاترولی که زیر پایم بود را پارک کردم و به سمت فرمانداری رفتم و از نگهبان فرمانداری پرسیدم راننده این پیکان بار کجاست؟
نگهبان گفت: امروز در این خیابان مراسم تشییع شهیدی بود، راننده این ماشین با یک پیرزن در جمعیت تصادف کرد، چند نفر از تشییع کنندگان با چوب و چماق به جان راننده افتادند، راننده هم با ماشین به فرمانداری پناه آورد، ماشین را رها کرد و به ساختمان سپاه رفت.
سریع به سمت ساختمان سپاه مرودشت که چسبیده به آنجا بود رفتم و سراغ مهدی را گرفتم. گفتند مأموران کلانتری او را بردند.
سریع سوار ماشینم شدم و به کلانتری مردوشت که سمت دیگر شهر بود رفتم. مهدی را پیدا کردم، در اتاقی بازداشت بود و بر ای خودش کتاب می خواند. کارت شناسایی بسیجم را گرو گذاشتم و ایشان را آزاد کردم. با هم به فرمانداری رفتیم و ماشین را که توقیف شده بود آزاد کردیم. گفتم: مهدی جریان این تصادف چی بود؟
تعریف کرد من با احتیاط داشتم توی خیابان از کنار تشییع کننده گان رد می شدم که ناگهان یک پیرزن از میان جمعیت خارج شد و جلو ماشین من آمد، من هم نتوانستم به موقع ترمز کنم و گلگیر ماشین به پای پیرزن گرفت. اصلاً نفهمیدم چه شد و چه اتفاقی برایش افتاد، تا به خودم بیایم، طایفه پیرزن مهلت ندادند و با هرچه دم دستشان رسید به سمت من حمله کردند. اگر به داخل فرمانداری فرار نکرده بودم، بی خودی جانم را از دست می دادم.
مدتی بعد که پیگیر شدم، فهمیدم مهدی تمام هزینه درمان آن پیرزن که پایش شکسته بود را داده و رضایت او و خانواده اش را هم گرفته است. به همین هم راضی نشده بود و تا مدتها با دست پر به عیادت آن پیرزن می رفت. هر بار یا از میوه های باغ خودشان برای او می برد، یا گوسفند قربانی می کرد و گوشت و چیزهای دیگر تهیه می کرد و برای آن خانواده می برد.
با اینکه طایفه آن پیرزن قصد جانش را کرده بودند اما مهدی می گفت: این پیرزن، زن عموی شهید است و وضع مالی خوبی ندارد وظیفه ام هست به او رسیدگی کنم.
تا خوب شدن کامل آن پیرزن این عیادت ها و هدیه بردن ها ادامه داشت.
راوی: سردار سرلشکر شهید حاج احمد جعفری سرتمی
☫ موسسه فرهنگی راویان نور-شیراز
https://eitaa.com/haj_ahmadj