هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 هر روز #یک_صفحه_قرآن بخوانیم
🔹 امروز؛ صفحه نود قرآن کریم
سوره مبارکه النساء
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
KHAMENEI.IRQuran-page-090.mp3
زمان:
حجم:
3.6M
📢 هر روز #یک_صفحه_قرآن بخوانیم
🔹 صفحه نود قرآن کریم، سوره مبارکه النساء
با صدای عبدالباسط محمدعبدالصمد بشنوید.
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً یک صفحه قرآن بخوانید
💻 Farsi.Khamenei.ir
📌
📍داستان نویس جهانی موازی خلق می کند که در آن حقیقت و خیال، منصفانه یکدیگر را تحمل می کنند.
💢انتخاب نکته امروز:
محمدرضا بهرامی
💢علاقمندان می توانند جملات کوتاه در مورد داستان را ارسال تا با نام خودشان در کانال استفاده شود.
#نکته_روزانه
🔅کانال داد (داستان.دفاع مقدس.نکته.نقد)
@Vardiani_Annotation
برای مثال، زندگینامه برای ما چنین روایت می کند: «فلان شخصیت در فلان عملیات حضور داشت و برایش این حوادث روی داد و ماجرا اینگونه ختم شد.» اما «زندگینامه داستانی» علاوه بر بیان تمام اینها، ما را با خود به بطن رویداد میبرد و توی سنگر در کنار شخصیت می نشاند و به ما اجازه میدهد آنچه او میبیند و حس میکند، ببینیم و حس کنیم و بتوانیم صدای نفس زدن های او را در میان صدای انفجارها و گلوله ها بشنویم.
البته باید توجه داشت که تأکید بر اهمیت «زندگینامه داستانی» به معنای نفی دیگر گونه ها نیست؛ هر کدام از این گونه ها جایگاه و کارکرد خاص خود را دارند. گونههایی مانند خاطره نگاری، تاریخ شفاهی و مستندنگاری بیتردید ارزشمند و ضروری اند، زیرا واقعیت ها و جزئیات رویدادها را ثبت و از فراموش شدن آنها جلوگیری می کنند.
با این حال، این گونه ها معمولاً در سطح اطلاعرسانی باقی می مانند؛ آگاهی می دهند، اما کمتر مخاطب را درگیر می کنند. .در مقابل، «زندگینامۀ داستانی» قدمی جلوتر می رود و فراتر از آگاهی، به تجربه تبدیل می شود. آنچه خواننده در «زندگینامۀ داستانی» دریافت می کند، تنها اطلاع از آنچه در زندگی شخصیت اتفاق افتاده، نیست، بلکه تجربه دوبارۀ آن است؛ تجربه ای که می تواند مفاهیم و ارزش ها را تا ژرف ترین لایه های ذهن و احساس مخاطب نفوذ دهد و در خاطر او ماندگار سازد. به همین دلیل، «زندگینامۀ داستانی» نه تنها به درک بهتر شخصیت و موقعیت ها کمک می کند، بلکه با ایجاد ارتباطی عاطفی، روایت را زنده و اثرگذار می سازد.
بنابراین، انتخاب گونۀ «زندگینامۀ داستانی» یک ضرورت برای بازنمایی ژرف تر واقعیت و حقیقت نهفته در آن واقعیت است. وقتی مخاطب برای درگیر شدن با روایت و تأثیرپذیری از آن نیاز دارد ماجراها را ببیند، بشنود، لمس کند و حتی بچشد، استفاده از گونۀ «زندگینامۀ داستانی» می تواند پلی باشد میان واقعیت و درکی عمیق و انسانی، که مخاطب را به دل روایت می کشاند و موجب می شود پیام داستان به درستی در ذهن و جانِ او بنشیند.
#زندگینامۀ_داستانی
کانال داد(داستان، دفاع مقدس، نکته، نقد)
@Vardiani_Annotation
.
📌
#گفتگو
📍در گروهی درباره
⭕️«زندگینامه نویسی داستانی» چند و چون و خوب و بد و باید و نباید آن
گفتگویی شکل گرفت که به این پاسخ ختم شد.👇
از همان روز نخست که برای نوشتن از شهدا و دفاع مقدس، قلم به دست گرفتم و در تمام این سالها، در پی یافتن پاسخِ درستی به این پرسش بودم:
آیا میتوان زندگی یک شخصیت را در بسترِ تاریخیِ مشخص، به گونهای روایت کرد که صرفاً بازگویی وقایع نباشد و بتواند روح و جوهرۀ زندگی و ماهیتِ شخصیت را بیان کند و در جان مخاطب بنشاند؟
دریافته بودم که نوشتن از زندگی شهدا و رزمندگان و به صورت کلی تر، نوشتن از دفاع مقدس، نمی تواند روایتی ساده از زندگی یک فرد و یا یک دورۀ خاص از تاریخ معاصر باشد اما چگونه روایتی میتوانست با فاصله گرفتن از گزارشگریِ صرف یا خیالپردازی های بیاساس، واقعیت ها را بیان کند و ارزشهای وجودی این اشخاص و این دوران را بازنمایی و به مخاطبان نشان دهد؟
می خواستم بدانم روایت زندگی انسانی که در کشاکش حوادث و برای حفظ باورها و ارزشها، تا پای جان جنگیده و حیات و مماتش در این مبارزه، معنایی متعالی یافته، چگونه باید باشد؟
به سراغ گونه های مختلف روایی رفتم و خاطرهنگاری، تاریخ شفاهی و مستندنگاری را آزمودم. متوجه شدم که خاطرهنگاری با تمام صمیمیت و جزئینگریاش، در حد بیان تجربۀ فردی باقی میمانَد؛ تاریخ شفاهی با وجود گسترۀ روایتها و تنوع صداها، اغلب گرفتار پراکندگی و فقدان پیوستگی عاطفی است؛ و مستندنگاری با تأکید بر واقعیتهای جزئی و عینی و اسناد موجود، گرچه دقیق و مستدل است اما از گرما و حس و حالِ آنچه روی داده، خالی است.
هر کدام از این گونهها مزیت های بسیاری داشتند، اما به نظر من هیچ یک نتوانستند آنطور که باید و شاید ماهیتِ اصلی و حقیقت ژرف نهفته در دفاع مقدس و شخصیت های حاضر در این نبرد را برای مخاطبِ عادی(غیرپژوهشگر) بازنمایی کنند.
عاقبت دریافتم آنچه می تواند به بازنمایی دقیق و عمیقِ جنبه های گوناگون شخصیت و وقایع در دفاع مقدس کمک کند، بهره گیری هوشمندانه از عناصر داستانی است و در نتیجه به زندگینامه داستانی رسیدم.
اما هنوز بخشی از مسئله حل نشده باقی مانده بود و جمعی از منتقدان در داخل و خارج از کشور، «زندگینامۀ داستانی» را گونه ای نامعمول و فاقد تعریف روشنِ علمی میدانستند و می دانند. آنها براین باورند که زندگینامه نباید با عناصر داستانی آمیخته شود، زیرا این کار مرز واقعیت و تخیل را مخدوش کرده و حقیقتِ تاریخی را تحتالشعاع قرار میدهد. از نظر آنان، بازسازیِ گفتگوها یا احساسات شخصیتها، نوعی جعل است و با اصل امانتداری در روایت زندگیِ واقعی تعارض دارد.
این نظر از بعضی جهات درست است اما در واقع این نگاه، ماهیت و ارزش این گونه ادبی را نادیده میگیرد. اگر زندگینامه ای بر پایه اسناد معتبر و واقعیتهای تاریخی و با بهرهگیری از زبان هنری و فنون داستانپردازی نگارش شود، می تواند واقعیت را به شکلی جذاب تر و تأثیرگذارتر به مخاطب منتقل کند.
به بیان دیگر، نوشتن در گونۀ «زندگینامۀ داستانی» به معنای تحریف یا تغییر واقعیت نیست، بلکه رویکردی است هنری برای ارائه واقعیت؛ با این هدف که مخاطب آن را بهتر بفهمد، با آن ارتباط عاطفی برقرار کند و در ذهنش ماندگار شود.
از طرفی «زندگینامۀ داستانی» گونه ای است پذیرفته شده در ادبیات جهان و به نام «رمانِ زندگینامهای » شناخته می شود و آثار برجسته ای هم در این گونه تولید شده است . این گونه ترکیبی است از واقعیتهای زندگی یک شخص و عناصر داستانی مثل گفتگو، صحنه پردازی و توصیف. در این شیوه، نویسنده به واقعیت پایبند است اما برای جذابیت و انتقال حس، از تکنیکهای داستاننویسی استفاده می کند.
یکی دیگر از نکاتی که مخالفان «زندگینامۀ داستانی» مطرح میکنند، استفاده از عنصر خیال است. آنها معتقدند در نوشتن زندگینامه نباید تخیل به کار برد، چون این کار را برابر با بیان مطالب خلاف واقع می دانند. در حالی که در اینجا، تخیل به معنای تحریف واقعیت نیست. تخیل می تواند لحظهها و موقعیت هایی را بازآفرینی کند که بدون آنها روایت ناقص می ماند. تخیل، خلأهای داستان را پُر میکند، میان بخش های پراکنده پل می زند و متن را از خشکی و گسستگی نجات می دهد.
نکته دیگر اینکه «زندگینامۀ داستانی»، برخلاف زندگینامۀ صِرف، نه تنها کُنشِ شخصیت در مواجهه با موقعیت ها را برای ما روایت می کند، بلکه نشان می دهد چرا این کنش اتفاق افتاده و چه معنایی داشته.
هدایت شده از ترم سوم آموزش نقد ادبی
📌
متاسفانه همانطور که در پیام قبلی به اطلاع عزیزان رسید، به علت عوارض بیماری، جلسه سوم ترم سوم
آموزش نقد ادبی با رویکرد ادبیات داستانی دفاع مقدس
آماده نشد
ان شاءالله فایلهای این جلسه پس از آماده شدن در اولین فرصت در کانال بارگذاری خواهد .
کانال داد(داستان، دفاع مقدس، نکته، نقد)
@Vardiani_Annotation
.
📌
ه•┈••✾•🔸﷽🔸•✾••┈•ه
🍃سلام علیکم و رحمت الله 🍃
📆 یکشنبه
🔅 ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
🔅 ۱۲ شعبان ۱۴۴۷
🔅 ۱ فوریه ۲۰۲۶
🌿 الَِلَِهَِمَِ َِعَِجَِلَ َِلَِوَِلَِیَِکَِ َِاَِلَِفَِرَِجَِ 🌿
🔅کانال داد (داستان.دفاع مقدس.نکته.نقد)
@Vardiani_Annotation
.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 هر روز #یک_صفحه_قرآن بخوانیم
🔹 امروز؛ صفحه نود و یک قرآن کریم
سوره مبارکه النساء
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً قرآن بخوانید حتّی روزی نیم صفحه، روزی یک صفحه بخوانید، امّا ترک نشود. در دنیای اسلام هیچ کس نباید پیدا بشود که یک روز بر او بگذرد و آیاتی از قرآن را تلاوت نکند.
💻 Farsi.Khamenei.ir
هدایت شده از KHAMENEI.IR
KHAMENEI.IRQuran-page-091.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
📢 هر روز #یک_صفحه_قرآن بخوانیم
🔹 صفحه نود و یک قرآن کریم، سوره مبارکه النساء
با صدای عبدالباسط محمدعبدالصمد بشنوید.
✏️ توصیه مهم حضرت آیتالله خامنهای:
هر روز حتماً یک صفحه قرآن بخوانید
💻 Farsi.Khamenei.ir
📌
#پرسش_پاسخ
📍یکی از عزیزان در مورد دو پیام بالا توضیح خواستند که پاسخ ایشان را به عنوان نکته روزانه امروز تقدیم می کنم.
🔸پاسخ
البته شما دریافت خودتون رو ننوشتین. قصد من از این نکته های روزانه اینه که عزیزان در موردش فکر کنن و به چیزهای تازه برسن اما به هر حال گاهی جملات ابهام داره
و اما مورد اول
نماد در واقع یه بسته خیلی فشرده از معناست. یعنی نویسنده به جای این که کلی توضیح بده و مستقیم حرفش رو بزنه، یه شیء، یه شخصیت، یه اتفاق یا حتی یه رفتار رو انتخاب می کنه و مقدار زیادی معنا رو توی همون جا جا می ده.
مخاطب با دیدن اون نماد، بدون این که توضیح طولانی بشنوه، لایه های مختلفی از مفهوم رو هم زمان دریافت می کنه.
به زبان ساده تر، نماد راهی است برای گفتن حرف های بزرگ با نشانه های کوچک هم داستان رو عمیق تر می کنه، هم مخاطب رو فعال نگه می داره، چون خودش باید اون معنا رو کشف کنه، نه این که آماده تحویل بگیره.
و نکته بعدی
داستان نویس قرار نیست عین واقعیت بیرونی رو کپی کنه اون یه جهان موازی می سازه جهانی که شبیه دنیای واقعیه اما با قواعد خودش. توی این دنیا، حقیقت و خیال کنار هم زندگی می کنن، بدون این که بخوان همدیگه رو حذف کنن. واقعیت به داستان وزن و باورپذیری می ده و خیال بهش آزادی و عمق.
به همین خاطر، خواننده هم نه حس می کنه فریب خورده و نه احساس می کنه با گزارش خشک طرفه بلکه وارد دنیایی می شه که هم می شه باورش کرد و هم می شه در اون فکر کرد. داستان خوب دقیقا توی همین تعادل بین حقیقت و خیال شکل می گیره.
#نکته_روزانه
🔅کانال داد (داستان.دفاع مقدس.نکته.نقد)
@Vardiani_Annotation
.
📌
#پرسش_پاسخ
📍عزیزی با موضوع نوشتن از زندگی رهبری معظم برای نوجوانان پرسشهای مهمی مطرح فرمودند که با توجه به اهمیت موضوع عین پرسشها و پاسخ رادر ادامه می خوانیم:
🔸پرسش
▫️عذرخواهی میکنم مزاحم شدم استاد، یه راهنمایی و مشورت میخواستم.
برای نوجوان (۱۰ تا ۱۵ سال) از زندگی حضرت آقا به عنوان رهبر جامعه چه موضوع و مقطعی برای این گروه سنی جذابیت و اثرگذاری بهتری داره؟
از موضوعات سیاسی و مبارزات قبل انقلاب و... تا چه حد گفتنش برای این سن مجاز هست؟
چی باید بگیم که هم محبت حفظ بشه و الگوپذیری داشته باشه و هم دافعه ایجاد نشه و ماورایی و شعاری نباشه برای این سن؟
بیشتر روی نکات اخلاقی و زندگی فردی ودوران نوجوانی حضرت آقا مانور بدیم یا اینکه نگاه جامع داشته باشیم و...
🔸پاسخ
▫️برای پاسخ درست به این سؤال های شما باید چندین جلسه صبحت کرد چون این بحث فقط اطلاع رسانی یا جواب به یه سوال ساده نیست، بلکه قراره ارتباط، محبت و الگوپذیری بسازه.
زندگی حضرت آقا لایه های مختلفی داره و نمیشه همه چیز رو یه جا گفت اما برای اینکه سوالتون بی پاسخ نمونه باید بگم که وقتی می خوایم برای نوجوان ۱۰ تا ۱۵ ساله از زندگی حضرت آقا بگیم، مهم ترین نکته اینه که ایشون رو اول به عنوان «یک انسان» معرفی کنیم، نه فقط یک رهبر. نوجوان دنبال الگوی دست یافتنیه، نه چهره اسطوره ای و دور از خودش. یعنی باید اسوه بسازیم نه اسطوره.
اگر از همون ابتدا ایشون رو در جایگاه قدرت و تصمیم های بزرگ نشون بدیم، معمولا فاصله ایجاد می شه.
برای این سن، جذاب ترین بخش زندگی حضرت آقا دوران نوجوانی و جوانیه وقتی که مشغول فکر، مطالعه و مخصوصا در دروه انتخاب بوده. این تصویر خیلی باورپذیرتره و ارتباط می سازه. از مبارزات قبل انقلاب هم می شه گفت، اما ساده و انسانی؛ نه با تحلیل سیاسی. گفتن از شجاعت، مسئولیت پذیری و هزینه دادن برای عقیده، بدون شعار، کاملا مناسبه.
اگر بخوایم محبت و الگوپذیری ایجاد کنیم، بهتره روی اخلاق، احترام، ساده زیستی واقعی، فکر مستقل و رشد تدریجی تمرکز کنیم. اغراق و قدیس سازی نتیجه معکوس می ده. روایت بهتر اینه که مسیر رو این طور نشون بدیم: یک نوجوان اهل فکر، بعد یک جوان مسئول، و در نهایت یک رهبر باتجربه.
اگر نوجوان بعد از شنیدن این روایت حس کنه می شه شبیه این آدم شد و ازش یاد گرفت، یعنی کار درست انجام شده.
سعی کردم مهمترین موارد رو خدمتتون عرض کنم. با کمی تامل روی این پاسخ فکر کنم تا حدودی مسیر براتون روشنتر بشه
🔅کانال داد (داستان.دفاع مقدس.نکته.نقد)
@Vardiani_Annotation
.