eitaa logo
وطن !
219 دنبال‌کننده
65 عکس
12 ویدیو
0 فایل
و تمام تنم ، فدای وطنم .
مشاهده در ایتا
دانلود
بی مرغ آشیانه چه خالی ست‌ خالی تر آشیانه مرغی جفت خود جداست آه ای کبوتران سپید شکسته بال اینک به آشیانه دیرین خوش آمدید اما دلم به غارت رفته ست با آن کبوتران که پریدند با آن کبوتران که دریغا هرگز به خانه بازنگشتند
وطن !
سلام فرزندان من، من ایرانِ زمینم؛ نه آن‌گونه که در قاب‌ها نشانم می‌دهند، بلکه آن‌گونه که زخمی‌ام. من از بیگانه نیاموختم درد را، درد را از آغوشِ خودی شناختم. آنجا که دست، دستِ من بود اما خنجر، نام مرا داشت. من را نه با جنگ شکستند، نه با تحریم، من با فراموشیِ خودم ترک برداشتم؛ وقتی اصالت، مزاحم شد و حقیقت، هزینه داشت. فرزندانم، بدترین زخم‌ها آن‌هایی‌ست که در سکوت می‌زنند و نام دلسوزی رویشان می‌گذارند. آن‌ها که مرا دوست دارند اما فقط تا جایی که من شبیه خواسته‌هایشان باشم. من هنوز ایستاده‌ام، نه به خاطر آنان، بلکه به خاطر شما که هنوز می‌دانید و هنوز ترجیح می‌دهید نفهمیده نمانید .
اون فقط یه عدده ، اون عدد :
- نباید می‌زاشتی جوونای دست ِ گل‌‌و به گلوله ببندن ، بمیرم برای دل‌ مادراشون‌ ! آخه اونا چیکار کرده بودن؟ تو بگو اون بچه‌ها فقط از مملکتشون دفاع کرده‌ بودن ..! ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ خاتـون
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیْمِ ای مردم شرافتمند و نجیب ایران، سلام بر شما از دیاری که خونِ دل و عشقِ به این خاک در رگ‌های ما جریان دارد. من، کریم‌خان زند، آخرین فرمانروای این سرزمین کهن که با قدرت عدل و انصاف سعی در برپایی آرامش و امنیت در دیاری کهن شما داشتم، این کلمات را به نگارش در می‌آورم؛ نه از جایگاه قدرت، بلکه از تاثر، مسئولیت و نگرانی برای آینده ملت خویش. سال‌ها تلاش کردم تا ایران را از آشوب‌های بی‌پایان رها سازم و نظامی بر مبنای عدالت، قانون و حکمت ایجاد کنم. به یاد دارید که همیشه بر عدالت، انصاف و حفظ کرامت مردمان این دیار تاکید داشتم. لیکن اکنون در روزگاری ایستاده‌ایم که این مسیر دشوار شده و خطر بر سر راهِ استقلال و آزادی ما سایه افکنده است. غربت در دل تاریخ و سیاست، فقر در جان مردم و اختلاف در قلب‌های ایرانی، به ما یادآور شده که بازبینی در عملکردها و توجه به اتحاد و همبستگی، امری حیاتی است. از شما می‌خواهم که دست از تفرقه و منازعه بردارید و در کنار هم برای نجات این سرزمین تلاش کنید. ایرانِ عزیزِ من، همواره بزرگ‌تر از هر منازعه‌ای بوده است. من در این لحظات، نگران آینده هستم؛ آینده‌ای که با اتحاد، درایت، و بازگشت به ارزش‌های فرهنگی و تاریخی خویش، می‌تواند روشن و آزاد باشد. شما فرزندان ایران، بر سرنوشت خویش حاکم باشید و بدانید که عزت این دیار در بازگشت به ریشه‌ها، در اتحاد، و در عدالت است. این نامه، نه به عنوان یک پادشاه، که به عنوان خدمتی از سوی بنده‌ای از این خاک به شما نوشته می‌شود. در روزهای واپسین عمرم، تنها امیدوارم که این نامه شما را بیدار و متوجه راه‌های پیشِ رو سازد. با احترام و امید، کریم‌خان زند