eitaa logo
ׄ.𝗩e͠𝗅𝖺𝗑𝗒 | ولکسی
1.4هزار دنبال‌کننده
0 عکس
1 ویدیو
0 فایل
‌ ستاره ها بهمون همه چیزو نشون میدن. ‌
مشاهده در ایتا
دانلود
کنسر ، بزار یه چیزیو بهت بگم آدمای اطرافت فقط به فکر خودشونن و این واقعیته
لئو ، نظرت چیه افکارتو فیلمنامه کنی تا دراما بسازن ازش ؟
ویرگو ، مشکل اینه که تو زیادی واضح نمیجنگی و همین باعث شده یکی فکر کنه تو خودتو انداختی وسط داستان ولی اینجوری نیست
لیبرا ، حرفای بعضیارو یادت نمیمونه ؟ چون ارزش نگه داشتنو ندارن
اسکورپیو ، تو همیشه برای حل مشکلاتت راه های جدیدو امتحان میکنی
سجتریس ، بعضیا نمیفهمنت ؟ جدی مهم نیست ولشون کن
اسکورپیو ، تو سراغ آدمایی میری که از نظر عاطفی آسیب‌دیده‌ان. فکر میکنی فقط تویی که میتونی از پسِ تاریکی‌های وجودشون بربیای. نقشِ ناجیِ بقیه رو بازی کردن، بهت حس قدرت میده و باعث میشه فکر کنی هیچکس نمی‌تونه جات رو بگیره. عاشق آدمایی میشی که بهت خیانت میکنن. این‌جوری اون باورِ منفی که از قبل درباره آدما داشتی، تایید میشه. برای تو، همیشه گارد داشتن و دیوار کشیدن دورِ خودت، خیلی راحت‌تر از اینه که به کسی اعتماد کنی که ممکنه ثابت کنه باورهات اشتباه بوده. عشقِ سالم و آروم برات خیلی لایت و بی‌مزه به نظر میاد. انقدر تلاطم‌ها و تنش‌های عاطفی رو با عمیق بودنِ رابطه اشتباه گرفتی که دیگه آرامش برات مصنوعی و فِیک به نظر میرسه.
سجتریس ، تو سراغ آدمایی میزی که اهل تعهد نیستن. اینجوری وقتی رابطه زیادی جدی و واقعی میشه، یه بهانه برای فرار کردن داری. مقصر کردنِ اونا بابتِ در دسترس نبودن ، خیلی راحت‌تر از اینه که اعتراف کنی خودت از پایبند شدن و محدودیت وحشت داری. عاشق آدمایی میشی که یا ازت دورن یا از نظر عاطفی افتضاحن. چدن این فاصله بهت اجازه میده از اون رابطه برای خودت رویاپردازی کنی و رمانتیکش جلوه بدی، به‌جای اینکه بخوای با واقعیت‌های روزمره و خسته‌کننده‌یِ هر روز با یک نفر بودن روبرو بشی. تو فقط یه همراهِ خوش‌گذرون می‌خوای، نه یه شریک زندگیِ واقعی. به محض اینکه طرف ازت بخواد یه ذره جدی‌تر باشی یا مسئولیت قبول کنی، زدی به چاک و غیبت زده. هاها.
لئو ، تو میری سراغ آدم‌هایی که بهت توجه کافی نمیکنن ، چون دویدن دنبالِ تاییدِ کسی که این تایید رو ازت دریغ میکنه، برات باارزش‌تر از اینه که خیلی راحت از طرف کسی که واقعاً میپرستت، عشق و توجه دریافت کنی. و خب. عاشق کسایی میشی که نور و درخشش تورو کم میکنن . چون فکر می‌کنی اگه خودت رو کوچیک کنی، اونا بیشتر دوستت دارن. ولی تهِ قضیه فقط از اونا کینه به دل میگیری، اونم بابتِ بلایی که در واقع خودت سرِ خودت آوردی جذب آدم‌هایی میشی که به جای تشویق کردنت ، باهات رقابت میکنن ، چون تو تنش و درگیری رو با عشق و اشتیاق اشتباه گرفتی. ترجیح میدی برای به دست آوردنِ احترام بجنگی، تا اینکه با کسی باشی که خودش به طور طبیعی بهت احترام میذاره.
لیبرا ، تو آدم‌هایی که باهات بدرفتاری میکنن رو ترک نمیکنی. ترجیح میدی به هر قیمتی آرامش رو حفظ کنی تا اینکه بخوای یه گفتگوی جدی و سخت داشته باشی. روبرو شدن با کسی که بهت صدمه زده و حرف زدن از دردی که کشیدی، برات خیلی سخت‌تر از اینه که فقط توی دلت بریزی و بیصدا تحمل کنی. آدمارو بر اساس ظاهرشون انتخاب میکنی نه حسی که واقعا بهت میدن. نظرِ بقیه برات مهم‌تر از خوشبختیِ خودته. برات خیلی سخته اعتراف کنی اون آدمِ ایده‌آل و همه چی تموم برای تو مناسب نیست؛ چون حس می‌کنی این اعتراف یعنی شکست خوردی. جذب آدمایی میشی که برات تصمیم میگیرن. چون وقتی یکی دیگه کنترلِ کار رو دستش میگیره، خیالت راحته که لازم نیست ریسکِ یه انتخابِ اشتباه رو بپذیری و بعداً بابتش سرزنش بشی.
پایسیز ، تو سراغ آدمایی میری که از مهربونیت سوء استفاده میکنن. چون فکر میکنی هرچی برای عشق بیشتر زجر بکشی، یعنی اون عشق واقعی‌تره. اون‌قدر فداکاری رو برای خودت رمانتیک و بزرگ کردی که اگه یه نفر باهات درست و حسابی و محترمانه رفتار کنه، به نظرت خسته‌کننده میاد و حس میکنی هنوز لیاقتِ این خوشی رو نداری. عاشق تصویر خیالی از آدما میشی که ممکنه یه روز بهش تبدیل بشن. چون زندگی کردن توی تخیلاتت خیلی راحت‌تر از اینه که واقعیتِ تلخ و گزنده‌ی حالِ حاضرشون رو قبول کنی (دوست داری همون‌جوری ببینیشون که دلت میخواد، نه اون‌جوری که واقعاً هستن). پیش آدمایی میمونی که بهت صدمه میزنن. با خودت فکر میکنی این عشقِ بی‌قید و شرطِ تو بالاخره یه روز اون‌ها رو تغییر میده. دل کندن و رفتن برات مثل این میمونه که بخوای قیدِ اون پایانِ خوشِ افسانه‌ای رو بزنی که از قبل توی ذهنت برای این رابطه نوشتی.
ویرگو ، تو میری سراغ آدمای به اصطلاح داغون. چون درست کردنِ اونا به زندگیت معنا و هدف میده. حس میکنی اگه توی رابطه‌ای باشی که طرف مقابل هیچ عیب و ایرادی نداره و نیاز به اصلاح نداره، انگار هیچ نقشِ مفید و باارزشی توی اون رابطه نداری. آدم‌هایی رو انتخاب میکنی که در حد استاندارد های تو نیستن. چون با خودت فکر می‌کنی اگه توقعت رو بیاری پایین، یعنی آدمِ منصف‌تری هستی و کمتر بقیه رو قضاوت میکنی. اما در واقعیت، تهِ این کار فقط به ناامیدی و یه دنیا دلخوری و کینه ختم میشه. عاشق کسایی میشی که بهت نیاز دارن. نه اونایی که واقعا تورو میخوان‌. چون حسِ مفید بودن برات امن‌تر از حسِ خواستنی بودنه. برای تو، نقشِ تراپیستِ طرف مقابل رو بازی کردن، خیلی راحت‌تر از اینه که یه پارتنرِ واقعی باشی.