3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨️تو برای ما مانند ققنوس بودی؛
در آتشِ دشمنی و کینه سوختی و به خاکستر نشستی، اما داستانت به پایان نرسید.
از دل همان خاکستر، ققنوسی دیگر بال گشود و راهت را ادامه داد، تا نشان دهد شعلهای که از حقیقت برخاسته باشد هرگز خاموش نمیشود.
#راهت_ادامه_دارد
گروه باولایت تاشهادت، سرباز امام
﴿آیــــــــت الله ســــــــید مجتــــــبــــــی خامنه ای﴾
https://eitaa.com/joinchat/610140434C515f3f8abf
کانال باولایت تاشهادت
https://eitaa.com/joinchat/3261333757C1ebb9c7c1c
@VelayatV
https://eitaa.com/VelayatV
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بعضی چیزها که دیگه حتی ازش یدونه هم نیست...💔
👼🏻 گروه باولایت تاشهادت، سرباز امام
﴿آیــــــــت الله ســــــــید مجتــــــبــــــی خامنه ای﴾
https://eitaa.com/joinchat/610140434C515f3f8abf
کانال باولایت تاشهادت
https://eitaa.com/joinchat/3261333757C1ebb9c7c1c
@VelayatV
https://eitaa.com/VelayatV
#پرسه_در_فضای_مجازی
🔰سید مجتبی حسینی میآید روستایتان!
🔸راست راست جلوی چشم همه داشت عکس آقا سید مجتبی خامنهای را از دیوار میکند. عکس رهبر مملکت را. آن هم جلوی ورودی مسجد امام صادق، آن هم توی بلوار ۱۵ خرداد قم!
🔸رفتم جلو تشر بزنم سرش که مرد حسابی، مگر من میگذارم همچین جسارتی بکنی؟ دیدم از نماز خوانهای همین مسجد است. جوش آوردم. گفتم از شما که توقع نمیره عکس رهبری رو بکنید!
🔸منتظر بودم به اعتراضم تندی کند تا جوابش را بدهم. صورتش ولی این را نمیگفت. گفت معذرت میخوام. میخواستم ببرم برای روستامون اونجا عکس رهبر را نداریم.
🔸انگار آب سردی ریختند رویم. دوباره خواست با همان چسبها عکس را بچسباند گفتم لازم نیست. بیا چند تا عکس دیگر هم بدهم داشته باشی. چشمش پر اشک شد.
🔸گفت: «من اهل روستای جعفریه نزدیک دولت آباد زندگی میکنم. سال ۷۵ از یک روحانی خواستم برای روستایمان روحانی مُبَلِغ بفرستند. چند روز بعد زنگ زد و گفت یک روحانی با اخلاق و فاضل به نام سید مجتبی حسینی میآید روستایتان.
🔸همان مدت کوتاه، مردم روستا باهاش انس گرفته بودند. وقتی خواست برود هر چه مردم اصرار کردند عذرخواهی کرد و گفت باید برود.
🔸دلم گرفت. زنگ زدم به همان روحانی که واسطه شده بود. گفتم دستمریزاد چه مبلغ خوبی بود، یک ریشی گرو بگذار باز هم بیاید اینجا. گفت نشناختید کی بود؟ فرزند رهبری بود. سید مجتبی حسینی خامنهای. مشغله زیادی داره و دیگه نمیتونه بیاد.»
🔸مرد هنوز چشمهاش خیس بود. گفت ۲۹ سال از آن روز میگذرد و حالا دوباره چشم ما به جمال آن سیدی که ساده و بینشان کنار مان زندگی میکرد روشن شده.
🔸حق داشت. یعنی بهش حق دادم که بدون هیچ ملاحظهای عکس را از دیوار بردارد و با خودش ببرد جعفریه تا به هم ولایتیها نشان بدهد و بگوید حالا میشناسیدش؟ نشناخته بودیم.
👤 راوی: فروغ زال به نقل از مصطفی فاضلی
💬 گنج؛ پایگاه نشر روایتهای مردمی از جنگ رمضان
سادهترین،بیتشریفاتترین،بیحاشیهترین اقازاده هایی که در این چندسال دیدم ، فقط فرزندان آسید علی خامنهای بودن./
گروه باولایت تاشهادت، سرباز امام
﴿آیــــــــت الله ســــــــید مجتــــــبــــــی خامنه ای﴾
https://eitaa.com/joinchat/610140434C515f3f8abf
کانال باولایت تاشهادت
https://eitaa.com/joinchat/3261333757C1ebb9c7c1c
@VelayatV
https://eitaa.com/VelayatV
4.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
⭕️هوش مصنوعیه!🤡
کافر همه را به کیش خود پندارد
دقیقاً مصداق همین ترامپه
.
🚨 دلآزرده شدن رهبر انقلاب
💠 یک روز پســرم مصطفی را که دوســاله بود، به زندان آوردند. یکی از ســربازان دواندوان آمد و گفت: پسر شما را آوردهاند. به در زندان نگاه انداختم، دیدم یکی از افســران مصطفی را بغل گرفته و به سوی من می آید. مصطفی را گرفتم و بوســیدم. کودک، بــه علت اینکه مدتی طولانی از او دور بودم، مرا نشناخت؛ لذا با چهره ای گرفتــه و اخم کرده و حیرت زده به من مینگریست!سپس زد زیر گریه. بشدت می گریست. نتوانســتم او را آرام کنم. لذا او را دوباره به افســر دادم تا به همسرم و بقیه - که اجازه دیدار با من را نداشــتند - بازگرداند. این امر به قدری مرا متأثر ســاخت که تا چند روز بعد نیز همچنان دل آزرده بودم.
📙 کتاب خون دلی که لعل شد
🌻آقا از مادرش میگوید🌻
🪴به مناسبت روز مادر🪴
✔️ مادران جوان، بخوانند و الگو بگیرند
امامخامنهای ارواحنافداه:
زادگاه مادرم، نجف است...بر قرائت کلامالله مجید مداومت روزانه داشت...معانی برخی آیات را برای ما به فارسی ترجمه میکرد و داستانهای پیامبران را برایمان میگفت...
با دیوان حافظ مأنوس بود و برخی اشعار او را از حفظ داشت و با آن فال میگرفت.
با حدیث نیز آشنا بود...
همچون پدر، مناعت طبع داشت. از ناداری خود هرگز با کسی سخنی نمیگفت. نکات اولیهی قرائت قرآن و قواعد زبان عربی را از مادر آموختم؛ کما اینکه روح دلیری و نستوهی را نیز او در من دمید.
مادر به خاطر بازداشتهای پیاپی من و حملات ساواک به منزل، رنج بسیار کشید اما در برابر دژخیمان مهاجم با پایداری و صلابت میایستاد؛ جوابشان را میداد و با آنها مجادله میکرد. او حتی مشوّق من در ادامهی این راه پردردسر نیز بود...
ایام این زندان گرچه به درازا نکشید اما فوقالعاده وحشتناک بود زیرا این نخستین تجربهی من بود...روز آزادی را فراموش نمیکنیم...وقتی به خانه رسیدم...نخستین حرفی که مادرم رحمتاللهعلیه به من زد، این بود: "من به پسری مانند تو افتخار میکنم که چنين کاری را در راه خدا انجام میدهد".
این سخن مادرم در فعالیتهایی که من در این راه داشتم، تأثيری بسزا داشت.
👈🏻برگرفته از کتاب "خون دلی که لعل شد"
🪴 شادی روح پدرومادر آقا صلوات
🪴 تجلیل آقا از همسر مکرّمهاش🪴
🌻 به مناسبت روز زن🌻
✔️ دختران جوان حتما بخوانند و الگو بگیرند.
امامخامنهای ارواحنافداه:
از باب حقگزاری باید کمی هم شده از نقشی که همسرم در زندگی من داشته، اشاره کنم.
ایشان قبل از هر چیز از یک طمأنينه و آرامش و روحیهی قوی برخوردار است. لذا با آنکه خانهی ما بارها مورد یورش دژخیمان واقع شد، و با آنکه من بارها بازداشت شدم و حتی در نیمهشب که برای دستگیری من به خانهی ما ریختند، مورد ضرب و جرح واقع شدم...هیچگاه ترسی یا ضعفی یا افسردگی و ملالتی در او مشاهده نکردم.
با روحیهای عالی و قوی در زندان به ملاقات من میآمد. در این ملاقاتها به من اعتماد و اطمینان میداد. هرگز نشد وقتی من در زندان بودم، خبر ناراحتکنندهای به من بدهد.
من دربارهی زهد و پارسایی این بانوی صالحه، تصویرهای بسیاری در ذهن خود دارم...هرگز از من درخواست خرید لباس نکرده است...هيچوقت برای خود زیورآلات نخرید. مقداری زیورآلات از خانهی پدری یا هدیهی بستگان بود که همهی آنها را فروخت و پول آنها را در راه خدا صرف کرد.
او اینک حتی یک قطعه زر و زیور و حتی یک انگشتر معمولی هم ندارد.
👈🏻برگرفته از کتاب "خون دلی که لعل شد"
🪴 سلامتی آقا و همسرش صلوات
سلام علیکم
بسم الله الرحمن الرحیم
خون دلی که لعل شد ( ۱ )
✅ نابغه دوران رهبر شهید مجاهد امام خامنه ایی
🔻آنکه هم عابد بود هم عالم
🔻هم زاهد بود ، هم مبارز
🔻هم فیلسوف بود ، هم عارف
🔻هم فقیه بود ، هم اصولی
🔻هم مفسر بود ، هم محدّث
🔻هم مجتهد بود هم مجاهد
🔻هم بصیر بود هم شریف
🔻هم شجاع بود هم آگاه
🔻هم شاعر بود هم سرباز
🔻هم پاسدار بود هم جانباز
🔻هم تاریخ دان هم رُمان خوان
🔻هم اسلامشناس هم دشمنشناس
🔻هم ایرانشناس هم جهانشناس
🔻هم سیاستمدار هم خطیب توانا
🔻هم سرباز فداکار هم فرمانده کل قوا
🔻هم پدر امت هم غمخوار ملت
🔻هم زندان کشیده هم شکنجه دیده
🔻هم سکاندار نظام هم دیدبان انقلاب
🔻هم کتابخوان قهار هم تندخوان ایران
🔻برجسته در بین رهبران
🔻چون خورشید درخشان
🔻امام جمعه بزرگ تهران
🔻رئیس جمهور ملت ایران
🔻مفسر و استاد اساتید قرآن
🔻ولی امر مسلمین جهان
🔻چشم امید همه شیعیان
🔻خار چشم همه دشمنان
🔻قهرمان ملی مبارزه با استکبار
🔻ساده زیست و سازش ناپذیر
🔻نماد مقاومت جبهه اسلامی
🔻دارای حسن سابقه و مقاصد عالیه
🔻دارای مدیریت و رهبری ممتاز
🔻دارای اعتماد به نفس عالی
🔻مرد مدیریت بحرانهای بزرگ
🔻خنثی کننده توطئههای آمریکا
🔻لنگرگاه کشتی نظام و انقلاب
🔻خلف صالح خمینی و مقبول تام امام
🔻پرچمدار عزت و استقلال ایران
🔻امیدوار به آینده و عنایت خدا
🔻متوکل بر خدا متوسل بر امامان
🔻فرمانده کل قوای جهان اسلام
🔻استاد و متخصص در علوم قرآن
🔻پدر چهار روحانی فاضل
🔻همسری وفادار و مهربان
🔻معلمی در همه زمینهها
او رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران، مرجع تقلید شیعیان جهان و جان جانان بود
شهید مجاهد سیدعلی_خامنهای
۱۲ اسفند ۱۴۰۴ ه ش
برابر با ۱۳ اسفند ۱۴۴۷ ه ق
سلام علیکم
بسم الله الرحمن الرحیم
خون دلی که لعل شد ( ۲ )
🌺شناخت شناسنامهای شهید امام خامنهای
✅ نام: سیدعلی حسینی خامنهای
✅نام پدر: آیت الله #سیدجواد حسینی خامنهای
🌸تاریخ تولد: 29 فروردین 1318 شمسی (در شناسنامه 24 تیر)
🌸محل تولد: #مشهد مقدس
✅شروع مدرسه: از چهار سالگی در مکتبخانه
✅شروع درس حوزه: همزمان با کلاس پنجم دبستان
✅شروع درس خارج حوزه مشهد: درس آیت الله میلانی از سال 1334شمسی (16سالگی)
✅سفر به حوزه نجف: سال 1336 و برگشت به علت عدم تمایل پدر
✅اجازه روایت: از آیت الله میلانی در سال1337
✅سفر به حوزه قم: 1337 #شاگردیِ آیت الله بروجردی، امام خمینی، علامه طباطبایی، محقق داماد
✅بازگشت به مشهد: سال 1343 بعلت بیماری پدر
✅همزمان با تحصیل: اشتغال به تدریس، تحقیق، تبلیغ و سخنرانی، تفسیر قرآن و تألیف کتب متعدد
✅آشنایی با #امام_خمینی: از سال 1336
✅آغاز مبارزه سیاسی: سال 1341 به همراه امام خمینی
✅اولین دستگیری: محرم 1342 در بیرجند و سپس انتقال به مشهد
✅دومین دستگیری: بهمن 1342 در زاهدان
✅تبلیغ و سخنرانی: تهران، کرج، مشهد، نیشابور، شمال و جنوب کشور
✅سومین دستگیری: 14 فروردین 1346
✅حمایت و هدایت مردم در 1347: زلزله جنوب خراسان و سرپرستی کمکرسانی مردمی و عجز رژیم پهلوی
✅سال 1348: سلسله سخنرانیها در حسینیه ارشاد و مسجد الجواد تهران
✅سال 1349: چهارمین دستگیری به سبب تلاش جهت تحکیم مرجعیت امام خمینی
✅سال 1350: سلسله سخنرانی در مسجد هدایت تهران به دعوت آیت الله طالقانی
✅دستگیری های #مکرّر: در مرداد، آبان و آذر 1350 به جهت ادامه مبارزات
✅سال 1352: سلسله سخنرانیها در نیشابور و مسجد کرامت مشهد
✅سال 1353: #ششمین نوبت زندان، به سبب ادامه تبلیغ و مبارزه در تهران
✅سال 1354: آزادی از زندان و ادامه مبارزه مخفیانه تحت مراقبت شدید
✅سال1356: دستگیری و #تبعید به ایرانشهر سیستان و آگاهی بخشی در آن دیار
✅مرداد 1357: تغییر محل تبعید به جیرفت کرمان به جهت محبوبیت روزافزون در سیستان
✅مهر 1357: بازگشت از تبعید به مشهد به علت گسیختگی رژیم
✅ ساماندهی تظاهرات مشهد
✅آذر 1357: سخنرانی معروف در تاسوعا و عاشورای مشهد و حرم مطهر
✅22 دی 1357: عضویت در #شورای_انقلاب توسط امام خمینی
✅بهمن 1357: #تحصن در دانشگاه تهران به علت بستن فرودگاه
✅12 بهمن 1357: حضور در حلقه #استقبال از امام خمینی در فرودگاه مهرآباد
✅29 بهمن 1357: اعلان تأسیس حزب جمهوری اسلامی
✅فروردین 1358: مأموریت به سیستان از جانب امام
✅تیر 1358: معاونت شهید چمران در وزارت دفاع
✅آذر 1358: سرپرستی سپاه پاسداران
✅24 دی 1358: انتصاب به #امامت_جمعه تهران توسط امام خمینی
✅اسفند 1358: انتخاب نمایندگی مردم تهران در مجلس
✅5 مهر 1359: اولین حضور در جبهه در هفته اول جنگ، با لباس رزم و شرکت مستقیم در عملیات
✅20 مهر 1359: نماینده امام در شورایعالی دفاع
✅بهمن 1359: سفر تاریخی به هند و استقبال باشکوه
✅6 تیر 1360: #ترور در مسجد ابوذر توسط منافقین و نیل به مقام #جانبازی
✅شهریور 1360: انتخاب به دبیرکلی حزب جمهوری اسلامی
✅مهر 60 تا خرداد 68: دو دوره #ریاست_جمهوری (دور اول95درصد)
✅فروردین 62: تمشیت امور ارتش و سپاه از طرف امام
✅شهریور 63: سفر به کشورهای سوریه، لیبی و الجزایر
✅دی 64: سفر به پاکستان، تانزانیا، زیمبابوه، آنگولا و موزامبیک
✅شهریور 66: سخنرانی تاریخی در سازمان ملل با استقبال کمنظیر
✅16دی 66: نامه امام خمینی به ایشان با تعریف و تمجید فراوان (#لقب_خورشید)
✅بهمن 66: اولین رئیس مجمع تشخیص مصلحت
✅اسفند 67: سفر به یوگسلاوی و رومانی
✅اردیبهشت 68: سفر به چین و کره شمالی
✅اردیبهشت 68: عضو شورای بازنگری قانون اساسی
✅14خرداد 68: پس از رحلت امام خمینی عزیز، آغاز #رهبری مقتدرانه انقلاب اسلامی با رسیدن به مقام ولایت، شروع فصل جدید در اقدامات و خدمات اساسی به همراه موضعگیریهای حیاتی و سیاسی در سطح منطقه و جهان...
🌹شهادت ۱۰ رمضان ۱۴۴۷، ۹ اسفند ۱۴۰۴
✔️بدستور شقیترین و کثیفترین رئیس جمهور پلید آمریکای جنایتکار
#سیدعلی_خامنهای
#مقام_معظم_رهبری
🌹#امام_شهید
مالک رجبی دارابی
۱۳ اسفند ۱۴۰۴ ه ش برابر با ۱۴ ماه رمضان ۱۴۴۷ ه ق
سلام علیکم
بسم الله الرحمن الرحیم
خون دلی که لعل شد ( ۳ )
💠 خداوند مقدر کرد که همسر رهبر انقلاب به آرزویش برسد/دختر بزرگ رهبرانقلاب قبول نکرد که پدر را تنها بگذارند
آیت الله مروی تولیت آستان قدس:👇
🔹دختر بزرگ آقا خانهاش کنار خانه رهبر انقلاب بود و همه زندگیاش را وقف پدر و مادرش کرده بود؛ آقا به دخترشان گفتند شرایط خطرناک است بروید اینجا نمانید اما دختر بزرگ ایشان قبول نکردند و آخر کنار پدر به شهادت رسیدند.
🔹۴-۵سال بود که همسر رهبر انقلاب بیماری داشتند چند بار ایشان تا لب مرگ رفت اما خدا ایشان را حفظ کرد تا با شهادت از دنیا بروند، همسر رهبر انقلاب بارها گفته بودند آرزوی شهادت دارند.
امروز ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام
✨بر چهره آئينهی سرمد صلوات
بر نور دل علی و احمد صلوات...
✨در عید ولادت حسن بفرستید
بر نوگل خوشبوی محمد صلوات...
با سلام
بسم الله الرحمن الرحیم
خون دلی که لعل شد ( ۴ )
سه خاطره از سیره شهید امام المجاهدین ،
امام خامنه ای
خاطره اول
من نمیتوانم به شما درس بدهم
مقام معظم رهبری نقل میکنند: قرآن را از دوران کودکی نزد مادر، و سپس از یکی از کسبه که قرائتش خوب بود و جلسات دورهای قرائت را در منازل مدیریت میکرد، آموختم.
پدر، من و برادرم را به این مرد مومن که حاج رمضانعلی نام داشت، سپرد. او به ما احترام میگذاشت. باآنکه مردی پنجاهساله بود، پشت سرما از در خارج میشد و ما را در دو طرف خود مینشانید. من نزد او قرآن میخواندم و او قرائت مرا تصحیح میکرد.
یک روز به ماگفت: شما دیگر به مرحلهای رسیدهاید که من نمیتوانم به شما درس بدهم و بیشتر از این شما را جلو ببرم. به ما توصیه کرد که پیش استاد او _ملا عباس_ برویم که در سن هفتادسالگی در صحن حرم رضوی تدریس میکرد.رفتیم و نزد آن مرد درس خواندیم.
خاطره دوم 👇👇
پدر استاد حسن رحیم پور ازغدی می گوید در یک مجلسی با هم نشسته بودیم برای شهید رهبر شیرینی و میوه آورده بودند شهید رهبر گفت از روزی که رهبر شدم، شیرینی و میوه خوب و غذای خوب نخوردم ، اگر برنجی استفاده میکرد ، برنج درجه سه استفاده میکردند
خاطره سوم
خورشید چند دقیقه ای در اینجا تابید و رفت!
حجت السلام حیدری کاشانی،از شاگردان آیت الله بهاءالدینی رحمت الله علیه در کتاب سیری در آفاق آوردهاند که: وقتی که رهبر معظم به قم آمده بودند و به دیدار آیت الله بهاءالدینی نیز مشرف شده بودند، بنده حضور نداشتم. روز بعد که خدمت آیت الله بهاءالدینی این ولیّ بزرگ الهی، رسیدم از ایشان پرسیدم: آیا دیروز رهبر معظم به دیدار شما نیز آمدند؟ فرمودند:
آری، خورشید چند دقیقه ای اینجا تابید و رفت .
مالک رجبی دارابی
۱۵ اسفند ۱۴۰۴ ه ش برابر با ۱۶ رمضان ۱۴۴۷ ه ق