بعد از مدتی، درد خصوصی میشه و گفتنش به دیگران لطفی نداره، شروع انزوا از همین نقطهست.
خدایا ببخش ما را که گاهی فراموش میکنیم
قبری داریم برای رفتن و خدایی که باید جوابش دهیم *
اگر روزها گذشت و خبری از من نشد، گمان نکن که به یادت نیستم؛ من تنها آموختهام که بدون تو زندگی کنم.
هیچ چیز به اندازهی نفرت از چیزی
مشترک مردم را باهم متحد نمیکند.
نه عشق نه دوستی نه احترام.
فعلا میسازم. چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از داخلش خوشبختی در آورد؟! همین است که هست.
وقتی اونی که واقعا به تراپی نیاز داره، سمت تراپی نمیره و ادعا میکنه "من کاملا اوکیم" و بجاش تو رو روانی و تراپی لازم میکنه.