به طرز عجیبی نمیتونم باور کنم
که تو این سن داره این همه اتفاق برام میوفته..!
این جماعت را که میبینی بسی بازیگرند؛
وقتِ غم باهم غریبه، وقتِ شادی یاورند..!
و بعد از دوروز بیمارستان بودن بالاخره خونهه
واقعا هیچ جایی خونه آدم نمیشه:)))